فراخوان نامه ای به کرونا | گذر موسیقی

نامه ای به کرونا|گذر موسیقی

 

فراخوان نامه ای به کرونا 🎫

برای کرونا نامه ای بنویسید
نامه ای به کرونا بنویسید و عکس نامه خود را همراه ضبط خوانش آن ارسال نمایید
مهلت ارسال تا ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۹@gozaracademy
از افكار و نگرانی ها ، دو راهی های خود ، از دستاوردهای معنوی و همچنین ازفراز و نشیبهای این دوره بگویید
و آنها را به خط گذر موسیقی 09393298409 ارسال کنید .
*براي شركت در اين فراخوان هيچ محدوديت سنى وجود ندارد و لطفا نامه خود را به هر زباني كه دوست داريد در صفحه A4 بنويسيد

هفتاد و هشتمین نشست تخصصی با حضور افشین ترابی |گذرموسیقی

نشست تخصصی گذر موسیقی با افشین ترابی

هفتاد و هشتمین نشست تخصصی گذر موسیقی با حضور “افشین ترابی”

جمعه نوزدهم دیماه ساعت بیست و یک به صورت زنده در صفحه اینستاگرام “گذرموسیقی”

@gozaracademy

رزومه افشین ترابی:

افشین ترابی  دکترای خود را در زمینه موسیقی ، نوازندگی  گیتار کلاسیک در دانشگاه لاوال کانادا زیر نظر ریچارد پره و رمی بوچر و میشل کاردین دریافت کرد. پایان‌نامه او تحت عنوان “انطباق  سوناتهای   سیلویوس لئوپولد ویس برای گیتار مدرن” است. ، و همچنین  فوق دکترا نوازندگی خود  را  با بورس تحقیقات  از FESR”

در دانشگاه مونکتون با میشل کاردین با موضوع “تجزیه و تحلیل اولیه از  14 سونات در  مجموعه به اصطلاح بلوغ ویس” را دریافت کرد.

افشین ترابی  تحصیلات خود را در “کالج موسیقی گسین” ، در مسکو انجام داده  ، جایی که نزد الکساندر وینیتسکی و نیکیتا کوشکین ، گیتاریست های مشهور روسی،  لیسانس  خود دریافت کرد    سپس در کنسرواتوار موسیقی کبک دیپلم آرتیست و پست گراد خود دریافت کرد  و در دانشگاه لاوال کانادا کارشناسی ارشد و دکترای خود را دریافت کرد.

افشین ترابی در فستیوال بینالمللی فجر- فسیتول استانبول- فستیوال گیتارد مند کانادا -گیتار سوسایتی کبک – گیتار سوسایتی مونترال – گیتار سوسایتی ادمونتون- گیتار  سوسایتی اتاوا  – در گیتار دانشگاه  منگتون – دانشگاه مونترال و …. دعوت  به اجرای کنسرت  – کنسرت کنفرانس  شده است

آلبوم  افشین از ویس مورد تحسین بسیاری از نوازندگان بزرگ  مانند: آندریاس کچ  – گوران سولشر – آندره پاپیلون  – میشل كاردین – آندره رودریگز – و …. قرار گرفته است

نکات مثبت کلاس موسیقی آنلاین و آموزش مجازی ساز ها | گذر موسیقی

ONLINE CLASSES

 

‎بسیاری از مزایای آموزش بصورت آنلاین شامل موارد زیر است:

‎*  دروس آنلاین گزینه بسیار خوبی است زیرا طیف گسترده ای از معلمین را در اختیار شما قرار میدهد. شما فارغ از اینکه در شهر شما مستقر هستند یا نه ، تعداد گسترده ای از معلمان آنلاین را برای انتخاب خواهید کرد

*بهترین قسمت در مورد کلاس های آنلاین این است که ، برای رفتن به استودیوی معلم خود لازم نیست سوار ماشین خود شوید یا سوار اتوبوس شوید. می توانید به راحتی از خانه خود موسیقی یاد بگیرید

* پس از یک درس موسیقی که معلم شما همه نکات عالی را به شما می آموزد ناامیدکننده است اگر پس ازرفتن به خانه ، روز بعد نیمی از گفته های آنها را فراموش کرده باشید، بعلاوه ، هنگامی که شما یک ساز موسیقی را در دست دارید ، یادداشت برداری مداوم دشوار است. به همین دلیل است که توانایی ضبط کردن درس ها بسیار عالی است ، زیرا در این صورت می توانید دوباره برگردید و دوباره آن را تماشا کنید ، و همه نکاتی را که ممکن است فراموش کرده باشید را انتخاب کنید.

* احتمال لغوشدن کلاس بسیار کمتر است، زیرا اگر شما یا معلم خود بیمار هستید (و از همه بدتراگربیماری شما مسری باشد) لازم نیست برنامه ریزی کلاس شما تغییر کند.آنلاین بودن به این معنی است که اگر احساس خوبی دارید ، می توانید آن درس را بخوانید و دیگر نگران آلوده شدن معلم خود یا برعکس نیستید!

* برای معلم شما آسان است که نت موسیقی را به صورت آنلاین به اشتراک بگذارد یا برای شما ارسال کند ، در حالی که فقط چند کلیک با کتابخانه آنلاین فاصله دارید و می توانید کتاب های موسیقی خوبی را تحویل بگیرید.

*شرایط و امكانات فردی هر كس متفاوت است. همچنین ، نوع سازهایی که یاد می گیرید با آنها بنوازید ممکن است بر تجربه آنلاین شما تأثیر بگذارد. دروس آنلاین شاید چالش برانگیزتر از دروس حضوری باشد. با این حال نوع ساز شما ، کیفیت دوربين شما ( وب كم ) و سرعت اینترنت نیز بستگی دارد.

 

فواید تمرین گام نوازی در موسیقی | گذر موسیقی

SCALES

آیا از نواختن گام ها در پیانو لذت میبرید؟

اگر موسیقی غذایی برای روح انسان باشد، آنگاه میتوان گفت گام ها سبزیجات موسیقی هستند…. همه ی ما میدانیم سبزیجات بسیار مفید هستند اما ( اگر صادقانه صحبت کنیم) بسیاری از انسان ها از خوردن آنها لذت نمیبرند.مطمئنا ، به عنوان گرم کردن انگشتان می توانیم گام نوازی و آرپژ نوازی ها را تحمل کنیم، اما بیشتر هنرجویان پیانو و پیانیست ها ترجیح میدهند وقت خود را صرف قطعاتی کنند که از نواختن آنها لذت میبرند و عاشق آنها هستند.بنابراین واقعا این گام ها چقدر ضروری هستند؟ نظرات مختلفی در این باره وجود دارد.

برخی از فوایدی گام نوازی شامل این موارد است:آگاهی شما را نسبت به شناخت گام و تنالیته و دانش راجع به همه سرکلید را افزایش می دهد و به شما کمک می کنند انگشتان سریع و چابکی داشته باشید .گام و آرپژ بخش زیادی از آنچه مردم به عنوان موسیقی دشوار برای نواختن تصور می کنند را تشکیل می دهد بنابراین یک دانش آسان از آنها ضروری است. به خصوص وقتیکه بداهه نوازی کنید به شما کمک بسیار زیادی می کند.و به شما می آموزد که چگونه انگشت شست خود را که پایه و اساس تمام نوازندگی پیانو است حرکت دهید ، همچنین گام ها به ایجاد هماهنگی بین دو دست و به تقویت قدرت انگشت کمک می کنند .گام نوازی به بهبود جغرافیای کلاویه های پیانو یک هنرجو،  و در ایجاد حس ریتم قوی کمک می کند .همچنین بهبود آرتیکولاسیون ( فن بیان) و سرعت که برای نواختن پیانو بسیار مهم هستند.گام ها باید در حدود پنج تا ده دقیقه از یک دوره تمرین معمول سی دقیقه ای تمرین شوند، اما برای دوره های طولانی تر یک ساعته ، ممکن است حدود بیست دقیقه از  زمان تمرین را اشغال کنند.به هر حال، مدت زمانی که هنرجو به تمرین گام های پیانو اختصاص می دهد به سن ، قاطعیت و سطح او بستگی دارد.

 

انواع گیتار ( آکوستیک،کلاسیک،فلامینکو،فلت-تاپ،آرچ تاپ،رزنیتور و الکتریک) | گذر موسیقی

WhatsApp Image 2020-11-30 at 3.28.25 PM

گیتار آکوستیک

به‌طورکلی، زیرشاخه‌های گیتار آکوستیک شامل گیتار کلاسیک، گیتار فلامنکو و گیتارهای سیم فلزی (steel-string) می‌شود. خود زیرشاخه‌ی آخر، گیتارهای flat-topped یا فولک گیتار، گیتارهای ۱۲ سیم و گیتارهای arched-top را در بر می‌گیرد. به‌علاوه، می‌توان گیتارهای بدون پیکاپ که ارائه‌کننده‌ی دانگ‌های متفاوت هستند (مثل گیتارهای بیس آکوستیک) را نیز در زمره‌ی گیتارهای آکوستیک دانست.

گیتار کلاسیک

گیتارهای کلاسیک یا گیتارهای اسپانیش، معمولاً دارای سیم‌های نایلونی هستند. این نوع گیتار با انگشت و بدون مضراب و در حالت نشسته نواخته می‌شود. با این نوع گیتار، انواع موسیقی نواخته می‌شود؛ ولی اصلی‌ترین سبکی که با این گیتار نواخته می‌شود، سبک کلاسیک است. دسته‌ی پهن این ساز، باعث فاصله بیشتر بین سیم‌ها می‌شود و به نوازنده اجازه می‌دهد، بدون این‌که سیم‌های نزدیک به هم برای او ایجاد زحمت کنند، آکوردها و قطعاتی که در آن آکورد و ملودی به‌صورت هم‌زمان اجرا می‌شود را راحت‌تر اجرا کند. ساختار گیتارهای فلامنکو شباهت‌هایی با گیتار کلاسیک دارد، ولی معمولاً گیتار فلامنکو صدایی پرکاسیوتر دارد. در پرتغال، گیتارهای مشابه گیتار کلاسیک با سیم فلزی برای اجرای موسیقی فادو (Fado) به‌کار می‌رود که به آنها Viola گفته می‌شود. در برزیل، مشابه این ساز با هفت سیم توسط نوازندگان شورو (Choro) نواخته می‌شود؛ این ساز، به دلیل برخورداری از یک سیم بیس اضافی، بازه‌ی وسیع‌تری از فرکانس‌های بم را پوشش می‌دهد

فلت-تاپ (Flat-top)

گیتارهای فلت-تاپ (Flat-top) یا سیم فلزی (Steel-String) با گیتارهای کلاسیک شباهت‌هایی دارند؛ اما با وجود اینکه این دسته از گیتارها سایزهای متفاوتی دارند، به‌وضوح از گیتار کلاسیک بزرگ‌تر هستند. این نوع گیتار، دسته باریک‌تری از گیتار کلاسیک دارد، دسته دارای تراس راد است و ساختار کلی آن به‌مراتب قوی‌تر از گیتار کلاسیک است. بریسینگ X (تقویت‌کننده‌های X شکل صفحه‌ی رویی و زیرین) که مختص گیتار سیم فلزی است، در دهه‌ی ۴۰ میلادی توسط گیتارساز آلمانی-آمریکایی معروف، کریستین فردریک مارتین شکل گرفت. سیم‌های فلزی، صدای تیزتر و روشن‌تر و آن‌طور که برخی نوازندگان می‌گویند، صدایی بلندتر و رساتر تولید می‌کنند. گیتار آکوستیک، در بسیاری از سبک‌ها به کار گرفته می‌شود؛ از جمله فولک، کانتری، بلوگرس، پاپ، جز و بلوز. انواع گوناگون گیتارهای فلت تاپ، در سایزهای مختلف، از سایز مشابه گیتار کلاسیک، معروف به OO گرفته تا Parlor و سایزهای بزرگ‌تر، یعنی دردنات (Dreadnought) و جامبو (Jumbo) ساخته می‌شوند. کمپانی Ovation، مدل مدرنی را می‌سازد که در ساخت پشت قوس‌دار و اطراف آن، از مواد مصنوعی استفاده می‌شود.

آرچ‌تاپ (Archtop)

گیتارهای Archtop، گیتارهای سیم فلزی هستند که در ساختار آنها، صفحه‌ی رویی و صفحه پشتی بدنه دارای قوسی محدب است. ابداع این ساختار شبه ویولن، به اورویل گیبسون و لوید لور از کمپانی گیبسون منتسب است. این طراحی، دارای شیارهای f شکل ویولنی به‌جای حفره صدا است که امروزه تقریباً روی تمامی گیتارهای archtop به چشم می‌خورد. گیتارهای archtop، همگی دارای بدنه‌ی توخالی عمیق و بزرگ با فرمی شبیه ماندولین یا خانواده ویولن‌ها هستند. امروزه اکثر این گیتارها، به پیکاپ‌های مغناطیسی مجهز هستند و به همین علت، این سازها هم آکوستیک و هم الکتریک هستند. گیتارهای Archtop، خیلی زود توسط نوازندگان جز و کانتری به‌کار گرفته شدند و تا به امروز، همچنان مورد علاقه و استفاده‌ی نوازندگان جز باقی مانده‌اند.

Resonator, Resophonic یا Dobro

گیتارهای رزنیتور (Resonator) سه نوع اصلی دارند که هر سه، توسط جان دوپیرا (John Dopyera)، مخترع اسلواک ـ آمریکایی، برای کمپانی‌های National و Dobro ابداع شدند. این گیتارها ظاهراً خیلی شبیه به گیتارهای Flat-top هستند، اما بدنه‌ی آنها از برنج، نیکل-نقره یا فولاد و در برخی مدل‌ها، از ترکیب این موارد با چوب ساخته می‌شود. صدای گیتارهای Resonator، توسط یک یا سه دیافراگم آلومینیومی که در وسط صفحه‌ی رویی قرار دارد، تقویت و تولید می‌شود. تولید صدا در این نوع گیتارها، بسیار شبیه به تولید صدا توسط بلندگوها است. هدف اصلی از ساخت آنها، تولید صدایی بسیار بلندتر بود؛ که البته با حضور آمپلیفایرهای گیتار، این هدف کنار زده شد. ولی گیتارهای رزنیتور، به خاطر صدای خاصشان، جذابیت خود را حفظ کردند و حتی امروز نیز توسط گیتاریست‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. همان‌طور که گفته شد، این دسته از سازها ممکن است یک یا سه دیافراگم آلومینیومی داشته باشند.

گیتار الکتریک

به‌طورکلی، سه نوع گیتار الکتریک وجود دارد: سالید بادی، سمی-هالو بادی و هالو بادی. سالید بادی‌ها، به‌واسطه بدنه‌ی ساخته شده از یک قطعه چوب تو پُر، به‌تنهایی صدای زیادی تولید نمی‌کنند؛ بلکه ارتعاش سیم‌ها از طریق پیکاپ‌های مغناطیسی به سیگنال الکتریکی تبدیل شده و این سیگنال در آمپلیفایرها به صدا تبدیل می‌شوند. کلاً دو نوع پیکاپ مغناطیسی وجود دارد: سینگل کویل‌ و دابل کویل یا همان هامباکر. هر یک از این دو پیکاپ، می‌توانند به‌صورت اکتیو یا پسیو کار کنند.

گیتار الکتریک، به‌صورت گسترده در انواع سبک‌های جز، بلوز، R&B و راک اند رول استفاده شده است. پیکاپ مغناطیسی توسط جرج بیچام (George Beauchamp) ابداع شد و در لپ استیل مدل ۱۹۳۱ شرکت Ro-Pat-In (که همان Rickenbacker امروز است) به‌کار گرفته شد. تولیدکنندگان دیگر، مخصوصاً گیبسون، به‌سرعت این پدیده‌ی جدید را در مدل‌های Archtop خود به‌کار گرفتند. پس از جنگ جهانی دوم، دو گیتار کاملاً سالید بادی، یکی از طریق همکاری گیبسون و لس پال و دیگری توسط لئو فندر معرفی شد. اکشن پایین، سیم‌های نرم‌تر و باریک‌تر و استفاده از امپ، امکانات جدیدی را در اختیار نوازندگان قرار داد که پیش از آن، امکان انجام آنها با گیتارهای آکوستیک وجود نداشت. از جمله‌ی آنها می‌توان به تپینگ (Tapping)، همر-آن (Hammer-on) و پول-آف (Pull-off) (که اجرای لگاتو نوازی را ممکن ساخت)، Tapped harmonics و Volume swell و استفاده از ترمولو آرم و افکت‌های گیتار اشاره کرد.

اجزاء و قسمت‌های تشکیل‌دهنده‌ی گیتار

۱- هِد یا هِداستاک:در کشور ما، از این قسمت با عنوان سردسته نیز یاد می‌شود. هداستاک، بخشی است که کوک‌های گیتار روی آن نصب می‌شود. به‌علاوه، سردسته، به نوعی، نقش معرف برند و سازنده‌ی ساز را نیز ایفا می‌کند. به این ترتیب که مثلاً فندر، گیبسون یا مارتین، هریک شکل هداستاک ویژه خود را دارند و این امر، یک نوع علامت انحصاری برای هر یک از این کمپانی‌ها محسوب می‌شود. ضمن این که لوگوی برند سازنده نیز در این بخش از گیتار چاپ یا حک می‌شود.

۲- تیونینگ کی یا تیونینگ ماشین:در زبان فارسی، به این بخش از گیتار کوک گفته می‌شود؛ ولی بین برخی از نوازندگان ایرانی، واژه‌های غیر فارسی مانند تیونینگ ماشین، تیونر و تیونینگ پِگ نیز رواج دارد که همگی عباراتی مصطلح برای اشاره به کوک‌ها هستند. وظیفه‌ی کوک‌ها، کشیدن سیم‌ها و نگهداری کوک سیم‌ها است.

۳- نات:این بخش، نزد برخی نوازندگان و علاقه‌مندان گیتار، به خرک سردسته یا خرک اول نیز مشهور است. نات قطعه‌ای است از جنس استخوان یا مواد مصنوعی مشابه که در انتهای فینگربورد قرار گرفته است. این قطعه، سیم‌ها را با فاصله‌ای مشخص از یکدیگر و از سطح فینگربورد نگه می‌دارد. دقت در ساخت این بخش، نقش مهمی در صدادهی صحیح نت‌ها و خوش‌دستی ساز ایفا می‌کند.

۴- نِک یا دسته:دسته‌ی گیتار، ضمن اینکه باید در مقابل کشش سیم‌ها مقاوم باشد، بخش مهمی از صدای گیتار را شکل می‌دهد. شکل برش عرضی نک گیتار، پروفایل نامیده می‌شود. حروف “C”, “D”, “V” یا “U”، برای اشاره به شکل برش عرضی دسته به کار می‌روند. بنابراین وقتی می‌گوییم دسته با پروفایل “C”، به این معناست که اگر دسته را از عرض برش دهیم و به آن نگاه کنیم، به شکل حرف لاتین “C” خواهد بود. انتخاب از میان پروفایل‌های مختلف، به اندازه‌ی دست و سلیقه‌ی نوازنده و گاهی به سبک مورد نظر نوازنده بستگی دارد و امری شخصی است.

۴- فرت‌ها:فرت‌ها یا باره‌ها، میله‌هایی هستند که روی فینگربورد، به‌صورت موازی و با فواصلی مشخص از یکدیگر نصب شده‌اند. با قرار دادن انگشت پشت هر یک از فرت‌ها، طول سیم به مقداری مشخص کوتاه می‌شود و در نتیجه، سرعت ارتعاش سیم بیشتر می‌گردد و نت بالاتری تولید می‌شود. فاصله فرت‌ها از یکدیگر، به‌نحوی محاسبه شده است که هر فاصله، نت‌ها را یک نیم‌پرده تغییر دهد. جنس و ضخامت فرت‌ها و کیفیت کارگذاری آنها، تأثیر زیادی روی حس، صدادهی و عملکرد گیتار دارد.

۵- فینگربورد:فینگربورد، تخته‌ی مسطحی است که روی دسته چسبانده می‌شود و فرت‌ها روی آن سوار می‌شوند. این بخش، معمولاً از چوب مِیپل (افرا)، رُزوود (rosewood) یا آبنوس (ebony) ساخته می‌شود و انتخاب هر یک از این چوب‌ها، تأثیراتی بر صدا و کارایی گیتار می‌گذارد. با اینکه فینگربورد به نظر مسطح می‌آید، ولی دارای انحنایی در عرض است که از آن با عبارت ریدیس یاد می‌شود. به‌تبع این انحنا، فرت‌ها نیز دارای انحنای مشابه هستند.

۶- پوزیشن مارکر یا اینلِی‌ها:برای اینکه نوازنده بتواند به‌سادگی موقعیت انگشتان خود را روی فینگربورد پیدا کند، نقطه‌گذاری‌هایی روی فینگربورد و کنار آن انجام می‌شود که از آنها با اصطلاح اینلِی (inlay) یا پوزیشن مارکر (position marker) یاد می‌شود. به‌علاوه، اینلِی‌ها نقشی تزئینی نیز ایفا می‌کنند؛ به همین علت، بسته به قیمت و کلاس گیتار، در نشانه‌گذاری فینگربورد، از مواد تزیینی مثل صدف و … استفاده می‌شود. برندهای مختلف، اشکال گوناگونی از نشانه‌گذاری را به‌ کار می‌گیرند. مثلاً گیبسون شکل ذوزنقه‌ای یا مستطیلی را ترجیح می‌دهد، درحالی‌که فندر تنها به نقطه‌ اکتفا می‌کند. البته این قانون صد درصد نیست، چرا که هر دو این برندها، از اشکال دیگر، هم در گیتارهای تولید انبوه و هم در گیتارهای سفارشی خود بهره می‌گیرند.

تاریخچه ساز پیانو و نخستین نوازنده پیانو در ایران | گذر موسیقی

اولین-پیانیست-زن-ایرانی-1

اولین پیانو در سال 1805 با محموله ای از هدایا که شامل پرتره ، مبلمان و ساعتهایی بود که توسط ناپلئون بناپارت برای شاه ایرانی ، فتحعلی شاه قاجار ارسال شده بود ، وارد ایران شد. کسی تا آن زمان نه شکل پیانو دیده بود و نه نواخته بود. این پیانو سال های سال، به عنوان یک مبلمان دکراتیو در تالار سلطنتی قرار گرفته بود.

شصت و هفت سال بعد، در سال ۱۸۷۳ ناصرالدین شاه که در سفر پاریس، از یک نمایشگاه پیانو دیدن می کرد، به یاد پیانوئی افتاد که ناپلئون به جدش هدیه کرده بود و همان موقع چهار دستگاه پیانو سفارش داد که یکی دو ماهی بعد به ایران رسید ولی مشکل اصلی همچنان باقی ماند. کسی نبود که بتواند آن را بنوازد. سرانجام طلسم شکست و محمد صادق خان سرورالملک، نوازنده سنتور دربار پشت پیانو نشست. البته آن چه می نواخت به دل نمی نشست. مثل سنتوری صدا می داد که کوک نداشته باشد. از همین جا محمد صادق خان کشف کرد که می شود کوک پیانو را هم مانند سنتور عوض کرد. به هر حال او را باید نخستین نوازنده پیانو در ایران به حساب آورد. او حتی مدتی پیانو نواختن را به دختران ناصرالدین شاه می آموخت. از این تاریخ زندگی پیانو در ایران آغاز می شود.با آمدن لومر فرانسوی که برای سرپرستی موسیقی نظام به ایران آمده بود، راه برای ورود سازهای غربی از جمله پیانو هموار شد. لومر برای نخستین بار آهنگ های روستائی ایران را نیز برای پیانو تنظیم کرد و خود، آن ها را نواخت. می شود گفت که لومر و شاگردان او (غلامرضا مین باشیان، معتمد الدوله یحیائیان و محمود مفخم) از نخستین ترویج کنندگان پیانو نوازی در ایران بوده اند تا آن جا که گروه های موسیقی سنتی که بعدها به وجود آمدند نیز ترغیب شدند پیانو را به کار بگیرند، از جمله درویش خان، موسیقیدان برجسته آن زمان پیانو را نیز وارد ارکستر انجمن اخوت کرد و نواختن آن را به مشیر همایون شهردار سپرد. همراه با پیانو، یک رشته مفاهیم موسیقی بین المللی نیز وارد فرهنگ موسیقائی ایران شد، مثل ارکستر، کنسرت، گام، آکورد، پوزیسیون، رسیتال، آکومپانیمان، سلو، دوئت، اپرت، اپرا و آنتراکت.

نام های ماندگار:

از سوی دیگر کلاس های پیانو شاگردان بسیاری پیدا کرد و در کوتاه مدت، شمار زیادی پیانو نواز ایرانی و بین المللی پرورش یافتند و بعضی از آن ها در سطح جهانی به شهرت رسیدند. از جمله می توان از رافی پتروسیان، کیتی امیر خسروی، تانیا آشوت هارتونیان، امانوئل ملیک اصلانیان، پری برکشلی نام و … برد.دو نفر از تأثیرگذارترین پیانو نوازان در حوزه موسیقی ایران مرتضی محجوبی و جواد معروفی بودند.

دانستنی هایی درباره تاریخچه و ویژگی های پیانو ی دیجیتال و آکوستیک | گذر موسیقی

WhatsApp Image 2020-11-02 at 12.25.48 PM (2)

پیانو را فردی به نام بارتولومئو کریستو فری در سال ۱۷۰۹ در ایتالیا اختراع کرد. پیش از آن که پیانو اختراع شود از سازی قدیمی به نام هارپسیکورد استفاده می شد.تفاوت اصلی پیانو و سازهای مشابه قبل از اختراع آن این بود که در سازهای قبلی شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربه واردشده بر کلید پیانو، مقداری ثابت بود. اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی ضعیف تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی قوی تر تولید کند. این خصوصیت دلیل مورد توجه قرارگرفتن سریع ساز پیانو توسط آهنگسازان قرن هجدهم میلادی بود.حال در ادامه تاریخچه ساز پیانو میخواهیم ریشه های این ساز را بشناسی

تاریخچه ساز پیانو |گذر موسیقی

در ساخت پیانو از سازهای گوناگونی الهام گرفته شد. می‌دانیم که از میان سازهای قبل، هارپسیکورد شبیه‌ترین ساز به پیانو است. هنگامی که سازسازان به فکر ارتقای هارپسیکورد با اضافه کردن مکانیسم اکشن بودند متوجه شدند که برای این کار اساساً، سازی با ساختاری متفاوت با هارپسیکورد لازم است. در کتاب‌های تاریخ پیانو گفته می‌شود درحقیقت آنچه منجر به تولید نخستین پیانوها شد، ایده گرفتن از سازهایی مثل دولسیمیر یا هتبرک بود که در آن‌ها با استفاده از چکش‌هایی که در دست می‌گرفتند به سیم‌ها ضربه می‌زدند و صدا تولید می‌شد. اولین پیانو در سال 1805 با محموله ای از هدایا که شامل پرتره ، مبلمان و ساعتهایی بود که توسط ناپلئون بناپارت برای شاه ایرانی ، فتحعلی شاه قاجار ارسال شده بود ، وارد ایران شد.

انواع پیانو:

پیانو دیواری

پیانو دیواری _ پیانو آکوستیک _ پیانو

پیانو دیواری _ پیانو آکوستیک _ پیانو

نخستین پیانوی دیواری در سال ۱۷۸۰ در اتریش ساخته شد. بیست سال بعد از آن پیانویی دیواری با سیم‌های عمودی در فیلادلفیا ساخته شد. اما چون صدای آن چندان رضایت‌بخش نبود، پذیرفته نشد.در سال ۱۸۲۶ پیانوی دیواری در اروپا با استقبال زیادی روبه‌رو شد، چرا که در این دوره شخصی به‌نام رابرت ورنوم در مکانیسم پیانوی دیواری تغییر و امکانی ایجاد کرد که دقت و کشش صدا را توامان داشت، تکرار را ممکن می‌کرد و به کوچکترین تماس دست با کلاویه‌ها واکنش نشان می‌داد. پس از ورنوم، ایگناس پلیل این امکان را برای پیانوهای دیواری خود به‌کار گرفت و در اروپا به نام پلیل مشهور شد. پلیل و سایر شرکت‌ها در فرانسه ساختن نوع خاصی از پیانوهای دیواری را از سر گرفتند که موفقیت آن‌ها بسیار بیش از پیانوهای چهارگوش بود. آلمانی‌ها در سال ۱۸۳۵ تولید پیانوهای دیواری را آغاز کردند و در حدود ۱۸۶۰ پیانوهای چهارگوش را کنار گذاشتند. آلمان در ساختن پیانوهای دیواری بر فرانسه و همچنین انگلیس پیشی گرفت و پیانوهای دیواری سنگین‌تر و قدرتمندتری ساخت که در آن‌ها هر نت سه سیم داشت و یک صفحه آهنی برای سیم‌های نگه‌دارنده به‌کار می‌رفت. این پیانوها درمقایسه با پیانوهای هم دوره خود صدای بهتری داشت.پیانوهای دیواری در ارتفاع های مختلف, با بدنه های متفاوت و انواع مدل ساخت بدنه وجود دارند که بدون شک مورد توجه شما قرار می گیرند. ارتفاع پیانو دیواری چه چرخ داشته باشد چه نداشته باشد از کف زمین تا بالای آن اندازه گیری می شود.دلیل این امر بیشتر به این خاطر است که عرض و معمولاً عمق پیانو ها با کمی تفاوت یکسان است و این ارتفاع ساز است که در حجم بدنه پیانو تاثیر بیشتری را می گذارد، هرچه ارتفاع بیشتر باشد پیانو حجم صوتی بیشتری دارد. حجم صوتی ارتباطی به رنگ یا شفاف و مات بودن صدا ندارد و صرفآ صدای حاصله از این پیانو قوی تر خواهد بود. چرا که پیانو بلند علاوه بر آنکه سیم های  طولانی تری دارد صفحه صدای بزرگتری نیز دارد که باعث تولید صدای قوی تر می گردد

پیانو اسپینت

246px-Teaserbox_46075861

پیانوهای اسپینت معمولاً از کوتاه ترین و ارزانترین نوع پیانوهای دیواری هستند. ارتفاع این پیانوها از حدود ۹۰ سانتیمتر و حداکثر تا ۱۰۰ سانتیمتر ادامه دارد. جعبه صدای آنها کوچک و سیستم انتقال نیرو (Action) آنها ساده ترین شکل خود را دارد. به همین علت، اغلب قیمت مناسبی دارند و برای هنرجویان مبتدی ای که معلوم نیست در آینده نوازندگی را ادامه دهند بسیار مناسب است. فاصله سطح کیبورد تا بلندترین قسمت این پیانوها بسیار کم بوده و حداکثر حدود ۲۰ سانتیمتر است

پیانوی کنسول

508MHS__53744.1509395324.1280.1280

ارتفاع پیانو کنسول از حدود ۱۰۰ سانتیمتر شروع می شود و تا حدود ۱۱۰ سانتیمتر ادامه پیدا می کند. ساختمان سازه آن ها به صورتی است که بدنه ای بسیار محکم و بادوام دارند و معمولآ در آموزشگاه ها یا مدارس موسیقی و نیز استودیوها برای تمرین (نه معمولآ ضبط) از آنها استفاده می شود. انواع آمریکایی این پیانوها – که در بازار ایران کم هستند – زیبایی خاصی دارند و روی بدنه بیرونی آنها زیاد کار شده است.

پیانوی دیجیتال

yamaha-ydp-144-r-3-800x800

پیانو های دیجیتال از تکنولوژی دیجیتال برای تولید صداها استفاده می کنند و به همین دلیل با پیانو های مکانیکی یا آکوستیک که از سیستم سیم و چکش بهره می گیرند کاملاً متفاوت هستند. صدای این نوع پیانو با الگو برداری از صدای پیانو های آکوستیک درست شده است. به این الگو ها که از همه از روی نت های یک پیانو ساخته شده اند سمپل گفته می شود.این صداها در هنگام نواختن به کمک بلندگوهای پیانو تقویت و پخش می گردد. گرچه سیستم دیجیتال تولید صوت هنوز نتوانسته جایگزین سیستم های آکوستیک که از ارتعاش سیم و انتشار صوت در هوا بهره می گیرند شود ولی این نوع پیانو امروزه به دلیل امکانات و شرایط آسانی که فراهم کرده اند توانسته جایگاه خود را در بازار پر رقابت پیانو تثبیت کرده و نظر بسیاری از کاربران پیانو را به خود جلب کند

پیانوی بزرگ (رویال)

پیانو رویال _ پیانو گرند _ پیانو

پیانو رویال _ پیانو گرند _ پیانو

گراند پیانو یا پیانوی بزرگ که در فارسی گاهی آن را پیانو رویال نامیده اند. در این نوع، سیم ها به صورت افقی قرار گرفته اند و چکشها از زیر به سیم ها ضربه می زنند. این ساز صدای باشکوه و پرطنینی دارد و بیشتر در سالن های کنسرت و ارکسترهای بزرگ استفاده می شود.البته پیانو‌های بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر. ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانو‌های پیشرفته تر استفاده می‌شود

 

روش های مختلف آموزش موسیقی کودک | گروه موسیقی کودکان در سرزمین گذرموسیقی

poster mosighi kodak

بطور کلی چندین روش به عنوان روشهای آموزش موسیقی کودک در دنیا وجود دارد .تدوین این روشها از ابتدای قرن بیستم ، بنا به ضرورت و نیاز به روشهای موثر و مفید آموزشی، صورت گرفته است. اما همین امر ، وجود آشفتگی و سردرگمی فراوان در امر آموزش موسیقی کودک را بوجود آورده است.

روش  مونته سوری (کلودیو مونته سوری آهنگسازایتالیایی)

Montessori Claudio او به کودک ، به عنوان یک عامل فعال در فرایند آموزشی خود نگاه میکرد و عقیده داشت که فرآگیری کودک امری آزاد است.مونته سوری ،ابتدا صدا ها را دسته بندی نمود و با شیوه های مختلف ، کودکان را آزمود و تمریناتی را در جهت دقیق شنیدن صداها بعنوان برترین نمود آموزش موسیقی پایه ریزی کرد. وی معتقد بود که بسیاری از فعالیتهای صدایی و غیر صدایی باید به آواز خواندن منجر شود. یعنی بچه ها صداهایی را که می شنوند باید بخوانند. نکته مهم دیگری که در روش مونته سوری حائز اهمیت است، حرکات ریتمیک است که باعث پرورش و رشد جسمانی کودک می شود. برای این منظور، با تغییر سرعت در قطعاتی که توسط پیانو می نواخت ، به کودکان می آموخت که چگونه با حرکات بدنی خود به صداهای مختلفی که با سرعتهای متفاوت اجرا می شوند ،عکس العمل نشان دهند

روش  کدای ( زولتان کدای فیلسوف و آهنگساز مجاری)

Kodaly Zoltánزبانشناس و فیلسوف و آهنگساز مجاری بود که از ملودیهای فولکلور، تأثیر بسیار گرفته است. کودای نسبت به یافتن راه کارهایی مناسب برای حل مشکالت آموزش موسیقی، بسیار عالقه مند بود و نوشتههای موثری در زمینه روشهای تحصیل موسیقی و همچنین یادگیری آهنگسازی برای کودکان از خود به جای گذا شت.

روش  دالکروز (امیل ژاک دالکروز آهنگساز سوئیسی)

Dalcroze Jacques Emile او اعتقاد داشت که سالهای اولیه زندگی برای گسترش مهارتهای پایه ای موسیقی بسیار مهم و زیر بنایی محسوب می شود و یکی از زیر ساختارهای تعلیم و تربیت باید رشد هوش و شعور موسیقایی کودکان باشد. وی سیستمی را تدوین نمود که اساسی ترین آن بداهه خوانی در سلفژ و سرایش بود. اما در عمل با حرکاتی مواجه شد که خودش آنرا اوریتمیک )Orirytmic )نامگذاری کرد. اوریتمیک در حقیقت یک دوره حرکات بود که کودکان را از طریق حرکات فیزیکی به درک مشخصی از مفاهیم و عناصر موسیقی مثل ملودی، ریتم، هارمونی ، سبک وفرم راهنمائی میکرد. او ذهن و جسم را با هم در آمیخت و روشی بر پایه شکل دادن مفاهیم ذهنی توسط حرکات بدن پایه ریزی کرد. در این روش دست زدن، پریدن، مکالمه، آواز خواندن، قدم زدن، خزیدن، لغزیدن و تلو خوردن بکار گرفته میشود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که در روش دالگروز حرکات فیزیکی میتواند عنصر زیر بنایی موسیقی برای کودکان باشد. پرورش صدای تک تک کودکان، تقویت بداهه پردازی با انواع اصوات از ویژگیهای مهم روش دالکروز میباشد.در مقایسه روش دالکروز و مونته سوری یک نطقه اشتراک وجود دارد و آن هم اهمیت است که آنها برای آواز خواندن قائل بودند. دالکروز می گوید خواندن حتی اگر یک ربع ساعت طول بکشد باید جزء برنامه هر روز کودکان باشد.

روش  ارف(کارل ارف آهنگساز و موسیقیدان آلمانی )

Orff Karl این آهنگسازو موسیقیدان آلمانی ، به خاطر ضعف در آموزشهای بنیادین موسیقی تصمیم گرفت »مدرسه موسیقی و ورزش« را بنیانگذاری کند. او تاکید فراوان بر خالقیت و بداهه پردازی داشت. از ویژگیهای مهم روش ارف می توان کاربردهای درمانی آنرا نام برد. بعنوان مثال، با تاکید بر ریتم و هماهنگی گفتار، تاکید بر حرکات بدنی و نواختن ساز، خواندن آواز، که تاثیر مجموعه این فعالیتها در کسانی که مشکل تکلم دارند باعث تحریک و رشد گفتار وحرکات بدنی می شود.در روش ارف برای آموزش ریتم به کودکان از لغات آشنا و مانوس مثل اسامی حیوانات، گلها، اسامی خود بچه ها، اشیاء و حتی لغاتی که فاقد معانی خاص باشد استفاده می شود. او غالبا از ترانه و ملودیهایی استفاده می کرد که بر اساس آوازها و ترانه ها محلی و رایج ملل مختلف، شکل گرفته بود و از آنجا که گردش ملودی در ترانه های محلی و فولکلور بیشتر در گام پنج صدایی )پنتاتونیک( صورت می گیرد تمرینات و آهنگهای مخصوص کودکان را در این گام تنظیم کرد. شایان ذکر است که در ایران به هرآموزش موسیقی کودک ، ارف می گویند که کامال غلط است و این تنها یکی از سیستم های آموزشی موجود میباشد.

روش منهتن (مانهاتان ویل موسس  کالج «مانهاتان ویل» آمریکایی)

 Ville Manhattan روش مانهاتان مانند روش مونته سوری بر مبنای کشف و یافته های شخصی بنا میشود. در این سیستم کودکان هم سن یافته ها و تجربیات شخصی خود را با هم مقایسه میکنند. مثال یک گروه سه یا چهار نفری هر کدام با یک کاغذ مچاله شده، صداهای متفاوتی را ایجاد می کنند و کوک صداهای مختلفی را تجربه کرده تا اینکه به صدای مخصوص خودش برسد. در این روش کار معلم بسیار سخت و پیچیده است . ازجمله فعالیتهایی که توسط مربیان در این مجموعه انجام می گیرد، می توان راهنمایی کودکان برای کشف محیط خود، کاربرد دوباره صداها، بداهه نوازی با اصوات، بازسازی صداهای اطراف مثل تقلید صدای هواپیما، حیوانات، طبیعت و … را نام برد.

روش مارتینو (ادگار ویلمز موسیقیدان بلژیکی تبار فرانسوی)

Martineo اومعتقد بود آموزش موسیقی از »رحم« مادر شکل میگرد و اولین آوازهایی که کودک فرا میگیرد، دربطن مادر است. بنابراین ما از محدوده کودک هم خارج شده به زمان قبل از تولد میرویم؛ و بهترین شرایط اجتماعی، شرایطی است که خانواده به وجود می آورد. درواقع در سیستم ویلمز با دو عامل کودک و خانواده روبرو هستیم. در این روش هیچگونه ساز مخصوص کودکان وجود ندارد ، مگر اینکه کودک خودش آنرا در محیط ، کشف کند. در مرحله بعد می بایست تمام سازهای موجود در اختیار کودک قرار گیرد، تا خودش آنچه را که با روحیاتش سازگار است انتخاب کند.در پایان بررسی شیوه های فوق باید متذکر شد که از اواخر قرن بیستم، تقریبا« در سراسر دنیا هیچ کس به هیچ روشی پایبند نیست ، بلکه هر متخصص موسیقی کودک ،روشی را انتخاب می کند که متناسب با امکانات محیطی ، سن وتوانایی کودکان باشد.

ده تا از بهترین برنامه آیفون و اندرويد برای یادگیری خود آموز موسیقی در دوران قرنطینه | گذر موسیقی

اميد واريم كه با معرفی بهترین برنامه های در زمينه يادگيري موسيقى به شما کمک کنيم تا تفاوت های ظریف اين رشته را بیاموزید یا در آينده به ستاره بزرگ بعدی در صنعت موسیقی تبدیل شوید

Yousician- اپلیکشن های موسیقی | گذر موسیقی

yousician _ اپلیکیشن موسیقی _ گذر موسیقی

yousician _ اپلیکیشن موسیقی _ گذر موسیقی

برای داشتن موسیقی خوب ، من به شما توصیه می کنم که با برنامه یوسین  شروع کنید. این برنامه چندین جنبه قابل توجه از جمله پیانو ، گیتار ، وکلئوس ، باس و آواز را پوشش می دهد و می تواند به عنوان یک معلم موسیقی در کمک به شما در تسلط بر ترفندهای تجارت کار کند. احتمالاً بهترین قسمت در مورد این برنامه توانایی اجازه دادن به کاربران برای پخش هزاران آهنگ روی سازهای واقعی است. و با بازخورد فوری در مورد دقت و زمان ، شما را در مسیر خود قرار می دهد.

چه یک مبتدی ، چه متوسط و چه در مرحله پیشرفته یادگیری باشید ، می تواند کاملاً برای شما مفید باشد. از همه مهمتر ، گیم  و بازی که در آن می توانید در یک چالش هفتگی شاخ های خود را با دوستان خود قفل کنید ، لذت زیادی را برای یادگیری به همراه می آورد. بنابراین ، احتمال اینکه سطح بالای شما همچنان به دنبال پیشرفت باشد ، بسیار زیاد است.

Vanido– اپلیکشن های موسیقی | گذر موسیقی

vanido _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

vanido _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

اگر مایلید با آواز خواندن و بازخورد بصری در زمان واقعی تسلط پیدا کنید ، واندينو می تواند پاسخ درستی به خواسته شما باشد. این برنامه یک تجربه کاملاً شخصی یادگیری موسیقی را همراه با دروس روزانه ارائه می دهد. از آنجا که هر تمرین مبتنی بر هدف است ، می توانید آن را برای بهبود هر یک از جنبه های اصلی مانند صدای سر ، صدای قفسه سینه و انعطاف پذیری تمرین کنید. درست مثل یک معلم خصوصی ، این برنامه نکات مورد نیاز را نیز ارائه می دهد تا بتوانید زمان خود را تقویت کنید و همچنین بفهمید چه زمانی تمایل به بیرون رفتن از زمین دارید. برای ایجاد سرگرمی بیشتر در یادگیری موسیقی ، می توانید اهداف چالش برانگیزی تعیین کنید و برای رسیدن به آنها از خود عقب نشینی کنید. با در نظر گرفتن این ویژگی های قابل توجه ، وانیدو به راحتی می تواند ادعا کند که یک برنامه برتر موسیقی برای اي ا اس است

Piano– اپلیکشن های موسیقی | گذر موسیقی

piano _ _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

piano _ _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

به نظر می رسد این نرم افزار برای افرادی که تمایل زیادی به پیانو دارند ، یک پلتفرم کاربردی است. با داشتن کاتالوگ عظیمی از آهنگ ها ، شما می توانید آهنگ های مورد علاقه خود را برای پخش از ژانرهای مختلف مانند راک ، پاپ و … انتخاب کنید. با اضافه شدن آهنگ های جدید ، احتمال اینکه همیشه چیزهایی خارج از چارچوب برای امتحان داشته باشید بسیار زیاد است. نه فقط این ، شما حتی می توانید دوستان خود را برای یک دوئل سرگرم کننده دوستانه دعوت کنید و بهترین تلاش خود را برای فرار با عنوان پیانیست آینده بدهید.یکی از مهمترین گزینه های من در این برنامه توانایی پخش آهنگ در سطح دشواری متفاوت از مبتدی ، متوسط و پیشرفته است. بر اساس هدف خود ، می توانید آکورد را با سرعت خود تمرین کرده و موسیقی جالبی ایجاد کنید. هرچه عملکرد شما در اجرا و پخش آهنگ بهتر باشد ، امتیاز بیشتری کسب می کنید.

Read Music– اپلیکشن های موسیقی | گذر موسیقی

read music _ _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

read music  _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

این برنامه ممکن است بسیار سبک به نظر برسد اما ده ها درس به شما ارائه می دهد که به شما امکان می دهد چندین جنبه اصلی از جمله ریتم ، آهنگ و موارد دیگر را تمرین کنید. از آنجا که هر تمرین اندازه لقمه کوچک است ، حتی اگر  شما زندگی پر مشغله ای داشته باشید ، نیز وقت صرف وقت  برای آن سخت نخواهد بود.

Justin Guitar Beginner Lessons– اپلیکشن های موسیقی | گذر موسیقی

Justin Guitar Beginner Lessons _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

Justin Guitar Beginner Lessons _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

در این برنامه چیزهای زیادی برای  یادگیری گیتار دوست داشتنی وجود دارد. اول و مهمترین ، این برنامه یک دوره کاملاً ساختاریافته را طراحی کرده است که برای آموزش آکوردهای اساسی گیتار ، الگوهای ضرب و شتم ، الگوهای انتخاب انگشت ، کاپو ، تغییرات آکورد ، مقیاس ها و زبانه های گیتار طراحی شده است. به عنوان یک مبتدی ، این دوره را بسیار مفید است . با راهنمایی جاستین ، مربی گیتار واقعی ، می توانید بیش از 50 درس را بگذرانید.این برنامه با داشتن یک سیستم خودارزیابی ، ارزشیابی پیشرفت در نوازندگی گیتار را بسیار ساده می کند. در مجموعه هزار  آهنگ جذاب و به گوش آشنا را در خود دارد .

Music Theory with Piano Tools– اپلیکشن های موسیقی | گذر موسیقی

music theory _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

music theory _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

آیا یادگیری تئوری موسیقی برای شما کمی دشوار است؟ اگر بله ، من به شما توصیه می کنم یک ضربه به برنامه “تئوری موسیقی با ابزار پیانو” بزنید. برنامه متمرکز بر آموزش مفاهیم اصلی موسیقی به روشی سرگرم کننده است. بنابراین ، شما می توانید با آسودگی ذهن خود ، دروس تئوری موسیقی را پشت سر بگذارید. علاوه بر این ، همچنین روش بهتری برای یادگیری مقیاس های اصلی و جزئی و حالت آنها ارائه می دهد. با استفاده از نت ها و فواصل موسیقی به شما کمک می کند تا به راحتی تمرین کنید.

.

و سایر برنامه هایی که  برای یادگیری سلفژ ، نت خوانی و تربیت شنوایی به شما توصیه میکنیم به آنها سری بزنید:

مترجم : نگین زمردی از سایت beebom

آهنگسازان مشهور کلاسیک غربی

 زندگی و موسیقی یوهان سباستیان باخ | گذر موسیقی

باخ/یوهان سباستین باخ_آکادمی گذر موسیقی

یوهان سباستین باخ_آکادمی گذر موسیقی

باخ 1

آهنگسازان و نوازنده ارگ آلمانی بود که آثارش برای دسته آواز، ارکستر و تک‌سازها، تقریباً تمام انواع متفاوت موسیقی دوره باروک را دربرمی‌گیرد و موسیقی آن دوران را به بلوغ خویش رسانده‌است. با وجود اینکه او شکل تازه‌ای را از موسیقی ارائه نکرد، ولی توانست سبکِ شایع در موسیقی آلمان را با فنون کنترپوان، غنی سازد. این فنون، مبنی بر تنظیم چیدمان هارمونیک و موتیف در مقیاس کوچک و بزرگ بود و همچنین سازواری ریتم‌ها و بافت‌های برگرفته از موسیقی کشورهای دیگر چون ایتالیا و فرانسه را شامل می‌شد.لطافت قوی موسیقی باخ و گستردگی حاصل هنر وی، او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین آهنگسازان غرب در سنت تُنال مشهور ساخته‌است. با توجه به عمق معنایی، قوّت فنی و زیبایی هنرمندانه، آثاری چون کنسرتوهای براندنبورگ، سوئیت‌ها و پارتیتاها برای ساز کلاویه‌ای، مس در سی مینور، پاسیون به روایت متای قدیس، پیشکش موسیقایی، هنر فوگ و تعداد فراوانی کانتات که ۲۲۰تا از آنها برجامانده‌است، را می‌توان نام برد. نمونه‌ای از این ویژگی سبک‌گرایانه را در قطعه زیر، در همسرایی «شکوه خداوند هماره در اوج باد» (به آلمانی Ehre sei Gott in der Höhe) از ارتاریوی کریسمس، تصنیف‌شده به سال ۱۷۳۴ طی دوران بلوغ هنری وی، می‌توان مشاهده کرد.

یوهان سباستین باخ عضوی از شگفت‌آورترین تبار موسیقایی تمام اعصار بود. در زمانی بیش از ۲۰۰ سال، خاندان باخ توانست دوازده نوازنده و آهنگساز شایسته و توانا را تربیت نماید. این بازه زمانی دورانی بود که کلیسا، دولت محلی و طبقهٔ اشراف، حمایتی قابل‌توجه از ساخت موسیقی به شکل حرفه‌ای در سرزمین‌های آلمانی‌زبان و بخصوص در بخش‌های غربی تورین‌گن و زاکسن، به عمل می‌آوردند. پدر سباستین، یوهان آمبروزیوس باخ، نوازنده چیره‌دست ویولن، ترومپت‌زن دربار و رهبر دسته نوازندگان شهری در آیزناخ.در ده سالگی پدرو مادرش را از دست داد و به برادر بزرگترش سپرده شد. در ۱۴ سالگی سباستین توانست به همراه دوست و هم‌مدرسه‌ای خود، گئورگ اُرْدمان، برای درس‌خواندن در مدرسه معتبر سنت میکائیل در لونه‌بورگ، کمک‌هزینه تحصیلی دریافت کند.در طول دوران زندگی اش در کلیساهای مختلفی نوازنده بود و به پست های مهمی هم دست یافت.

ویژگی سبک آهنگسازی باخ بر بافت کنترپوآنی، تونیک‌های خطی/پیشروی هارمونیک در دومینانتها و ریتم‌های محرک استوار است که با یکدیگر ترکیب می‌شوند و حسی از پیشروی را بوجود می‌آورند. مانند بسیاری از آهنگسازان دیگر سبک باروک، موسیقی باخ به شکل موتیفی متراکم است؛ الگوهای ملودیک و ریتمیک که در ابتدای یک اثر معرفی می‌شوند، پیوسته به‌وسیله برگشت‌های ملودیک و کنترپوآنی، افزایش و کاهش در حین تکرارها و جوش و خروش و تحرک در نغمه‌ها، تغییر شکل می‌دهند.امروزه «سبکِ باخ» بر تصنیفات موسیقایی، از سرودهای روحانی و آثار مذهبی تا آثار پاپ و راک، تأثیراتی گذاشته‌است. بسیار از تم‌های باخ – بخصوص تم توکاتا و فوگ در ر مینور – مکرراً در آثار موسیقی راک استفاده شده‌اند و محبوبیت قابل توجهی یافته‌اند.

زندگی و موسیقی لودویگ فان بتهوون | گذر موسیقی

بتهوون _ لودویگ فان بتهوون _ آکادمی گذرموسیقی

بتهوون _ لودویگ فان بتهوون _ آکادمی گذرموسیقی

در شهر بنِ آلمان متولّد شد. پدرش، یوهان وان بتهوون، اهل هلند بود و مادرش ماگدالِنا کِوِریچ تبار اسلاو داشت. این خانواده صاحب هفت فرزندشد که چهارتن از آنان در کودکی در گذشتند. اولین معلّم موسیقی بتهوون پدرش بود. پدرش یکی از موسیقی‌دانان دربار بن بود. او مردی الکلی بود که سعی می‌کرد بتهوون را به‌زورِ کتک به‌عنوان کودکی اعجوبه همانند موتزارت به نمایش بگذارد. هرچند استعداد بتهوون به‌زودی بر همگان آشکار شد. بعد از آن، بتهوون تحت آموزش کریستین  نیفه قرار گرفت.همچنین بتهوون تحت حمایت مالی شاهزاده اِلِکتور (همان درباری که پدرش در آن کار می‌کرد) قرار گرفت.بتهوون در ۱۷سالگی مادر خود را از دست داد و با درآمد اندکی که از دربار می‌گرفت، مسئولیّت دو برادر کوچک‌ترش را بر عهده داشت .بتهوون در سال ۱۷۹۲ به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش ژوزف هایدن قرار گرفت؛ ولی هایدنِ پیر در آن زمان در اوج شهرت بودو به قدری گرفتار، که زمان بسیار کمی را می‌توانست صرف بتهوون بکند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلبرشتس‌برگر معرّفی کرد.

از سال ۱۷۹۴ بتهوون به صورت جدّی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کردو به سرعت به عنوان نوازنده چیره‌دست پیانو و نیز کم‌کم به عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد بتهوون بالاخره شیوه زندگی خود را انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه داد: به جای کار برای کلیسا یا دربار (کاری که اکثر موسیقی دانان پیش از او می‌کردند) به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از برگزاری اجراهای عمومی و فروش آثارشو نیز دستمزدی که عدّه‌ای از اشراف که به توانایی او پی برده‌بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کردزندگی او به عنوان موسیقی دان به سه دوره «آغازی»، «میانی»، و «پایانی» تقسیم می‌شود

بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و با آنان به تلخی برخورد می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. لباسهایش اغلب کثیف و به‌هم‌ریخته بود. در آپارتمانهای بسیار به‌هم‌ریخته زندگی می‌کرد. بسیار تغییر مکان می‌داد. طی ۳۵ سال زندگی در وین، حدود چهل بار مکان زندگی‌اش را تغییر داد. در معامله با ناشران همیشه بی‌دقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت  [ویرایش]بسیاری معتقدند موسیقی بتهوون بازتاب زندگی شخصیِ اوست که در اکثر اوقات تجسمی از نبرد و نزاع همراه با پیروزی است. مصداق این توصیف را می‌توان در اکثر شاهکارهای بتهوون، که بعد از یک دشواری سخت در زندگی‌اش پدید آمدند، یافت. او در سال ۱۸۰۲ وصیت‌نامه‌ای خطاب به دو برادرش نوشت که به وصیتنامه هایلیگِنْشتاد معروف است. پس از واقعه هایلیگنشتاد و غلبه بر یأسش از ۱۸۰۳ تا ۱۸۰۴ سمفونی عظیم شماره ۳ خود به نام اروئیکا را که نقطه تحول در تاریخ موسیقی است، تصنیف کرد. طی مبارزه چندساله‌اش برای قیمومیت برادرزاده‌اش، کارل، بتهوون کمتر آهنگ ساخت، ووینی‌ها شروع به زمزمه کردند که کار او تمام است. بتهوون، که شایعات را شنیده‌بود، گفت: «کمی صبر کنید، به‌زودی چیزی متفاوت خواهید فهمید» و اینطور هم شد. بعد از ۱۸۱۸ مسائل داخلیِ زندگی بتهوون مانع از انفجار خلاقیت او نشد و بعضی از بزرگ‌ترین آثارش: سمفونی شماره ۹، آخرین سوناتهای پیانو و آخرین کوارتتهای زهی را به وجود آورد. او از سال ۱۸۰۰ به ناشنوایی تدریجیِ خود پی برد. برای یک آهنگساز و نوازنده هیج اتفاقی نمی‌تواند ناگوارتر از ناشنوایی باشد، اما حتی آن هم نتوانست مانعی جدی برای بتهوون باشد. آخرین کارهای او شگفتی خاصی دارند، و بسیاری آن‌ها را مملو از معانی مرموز و ناشناخته به شمار می‌آورند. بتهوون را بزرگ‌ترین هنرمند تاریخ موسیقی و پیانو می‌دانند.بتهوون از سلامت کمی برخوردار بود، زمانی درد شکم شروع به آزار دادنش کرد. اما علاوه بر این مشکلات جسمی، او درگیر چندین مشکل روحی نیز بود، که ناکامی در یک‌سری روابط عشقی از جمله آن‌ها بود. در سال ۱۸۲۶ سلامت وی به شدت وخیم شده بود، تا اینکه یک سال بعد در ۲۶ مارس ۱۸۲۷ از دنیا رفت. در آن زمان تصور می‌شد مرگش به دلیل مرض کبد بوده‌است، اما تحقیقات اخیر بر اساس دسته‌ای از موهای بتهوون، که پس از مرگش باقی مانده، نشان می‌دهد که مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ نابهنگام وی ‌بوده‌است .

زندگی و موسیقی فردریک شوپن| گذر موسیقی

download

“بعد از نواختن آثار شوپن، احساس کردم از گناهانی که تا به حال مرتکب نشده ام، پاک شده ام و برای غمی سوگواری کردم که به من تعلق ندا شته است.”      اسکار وایلد( منتقد و هنرمند)

شوپن یک هنرمند رمانتیک را به بهترین شکل به تصویر کشید: سرخورده ،دمدمی مزاج، با استعداد و محکوم به مرگی زودرس. وی در اثر بیماری سل درگذشت. او همانند پاگانینی هم یک آهنگساز بود، هم یک نوازنده، البته کنسرتهایی که اجرا کرد خیلی محدود بودند. با انتخاب پیانو برای قطعات آهنگسازی اش باعث شد پیانو یکی از محبوبترین و مردمی ترین سازها شود. او همچنین نقش مهمی در اولین اقدامات ملی گرایانه داشت و بسیار تحت تاثیر موسیقی محلی کشورش، لهستان بود. شوپن در خانواده ای فرانسوی- لهستانی به دنیا آمد و قبل از سن هشت سالگی آغاز به آهنگسازی نمود و در مجامع عمومی به عنوان یک پیانست ظاهر شد. او مدرسه را ترک گفت و در کنسرواتوار ورشو ثبت نام کرد جاییکه  با جدیت و مشتاقانه به آهنگسازی پرداخت. بعد از سه سال، فارغ التحصیل شد وتصمیم گرفت برای کسب موفقیت بیشتر به خارج از کشورش برود. در وین دو نمونه کار های پیانویی اش از جمله مجموعه واریاسیونهایش را به اجرای عموم درآورد که با انتشار این کارها رابرت شومان تبریکات خود به شوپن را در کلماتی جاودانه ابراز کرد :” تحسین برانگیز، باوقار و نابغه “.

تم های لهستانی : شوپن که قصد داشت به زودی به کنسرتهای دور اروپا برود دوباره به ورشو بازگشت ولی این کنسرتها به دلیل موقیتهای سیاسی نابسامان آن دوره، دائما به تاخیر افتاد. در این میان، او عاشق زنی (بنام ژرژ ساند) شد.  وی هنگامیکه در ورشو اوقات خود را میگذراند، بصورت همزمان روی دو کنسرتو پیانو کار میکرد . او از ابتدای جوانیش همیشه مجذوب ریتم ها و ملودیهای سرزنده و شاد محلی لهستانی بود و بخشهای پایانی هر دو کنسرتو بطور عمیقی تحت تاثیر رقصهای لهستانی، بخصوص “مازورکا”  بودند.

زندگی و موسیقی کلود دبوسی| گذر موسیقی

دبوسی _ کلود دبوسی _ آکادمی گذرموسیقی

دبوسی _ کلود دبوسی _ آکادمی گذرموسیقی

“موسیقی اش بر نوک سوزن “   فرانک سزار

از اواخر دوران باروک جریان اصلی موسیقی غرب به طور عمیقی ریشه در موسیقی آلمانی و اتریشی داشت. تا اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم، موسیقی ای که از باخ تا مالر منشعب می شد، در بر گیرنده آهنگسازانی از هر گوشه جهان از جمله روسیه، مجارستان، انگلیس، اسکاندیناوی و آمریکا بود. تا اینکه مردی فرانسوی به نام کلود دبوسی، موسیقی انحصاری آلمان را در هم شکست .او با موسیقی منحصربفرد وهوشمندانه اش موسیقی فرانسه را دوباره زنده کرد و یک صدای جدید جهانی را برای قرن بیستم به ارمغان آورد. موسیقی او رابطة رمزآلود بین طبیعت و تصورات انسانی را فاش میکرد.

 

دبوسی  ،صدای جهانی منحصر بفرد او دری به قرن جدید گشود.در کنار دخترش چوچو . گ و در این هنگام دبوسی به شدت از بیماری سرطان رنج می برد.

زندگی دبوسی در پاریس متمرکز بود. شهری که بسرعت به قطب فرهنگی اروپا تبدیل می شد. او در حومه شهر پاریس جایی که والدینش یک مغازه چینی را اداره میکردند، متولد شد. دبوسی جوان همراه برادر و خواهر هایش اغلب به خانه عمه شان در شهر کن میرفتند و در آنجا دبوسی شروع به یادگیری پیانو زیر نظر شاگرد قدیم شوپن نمود. او وارد کنسرواتوار پاریس شد که البته معلم خود را بخاطر هارمونی و بداهه نوازی های تجربی اش دلسر کرد.او بر خلاف تمایلات ضد ارتودوکسی خود، جایزه رم را بخاطر کانتاتای” لفانت پرادیگ” دریافت کرد. با این حال اقامت موقت در رم برایش جالب و رضایت بخش نبود و به پاریس بازگشت و رابطه ای عاشقانه با زنی متأهّل بر قرار کرد. در همان سال او سرمست موسیقی واگنر شد و یک سال بعد. به بیروت رفت. اگر چه دبوسی موسیقی واگنر را چنین توصیف کرد :”غروبی زیبا که به جای یک طلوع اشتباه گرفته شده است.” ولی در تمام طول عمر خود مجذوب موسیقی او بود. او حتی بر روی اپراهای واگنر آغاز به کار نمود ولی زمانی که احساس کرد موسیقی خودش نیاز به انعطاف و تطبیق بیشتری با رویاهایش دارد آن را رها کرد.

امپرسیونیسم

دبوسی دریا

تصویر بالا به نام “موج بزگ کاناگوا” توسط نقاشی ژاپنی به نام کات سوشیکا هوکوسایی شده است. این نقاشی الهام بخش سمفونی “دریا” دبوسی شد.دبوسی از شاعران نمادپرداز(سمبولیک) الهام میگرفت. از جمله این شاعران ورلین بود که ابیات شعرهایش را با حساسیت و ظرافت زیادی کنار هم قرار می داد. او در همین زمان بر اساس گام تمام پرده که دیگر هیچ نوتی در آن محوریت نداشت تجربه ای تازه از صدا دهی پیانو را امتحان کرد. در میان اولین کارهایش برای پیانو دو کار مطرح یکی آرابسک و دیگری سوئت کوچکی برای دوئت پیانو بود. وقتیکه دبوسی موسیقی کامالان را شنید تحت تاثیر عمیقی قرار گرفت.

 

زندگی و موسیقی بلا بارتوک| گذر موسیقی

بلا بارتوک _ بارتوک _ آکادمی گذرموسیقی

بلا بارتوک _ بارتوک _ آکادمی گذرموسیقی

آهنگسازی که موسیقی‌اش به روح ترانه‌های عامیانهٔ اروپای شرقی آغشته است Bartók) آهنگساز برجسته مجارستانی، یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم می باشد. او به همراه دوست و همکارش زولتان کودالی (Zoltán Kodály) دیگر آهنگساز بزرگ مجار، موسیقی شناسی فرهنگی– اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) را گسترش داد. ، . بارتوک در امپراطوری بزرگ آسترو- مجارستان (Austro-Hungarian) بزرگ شد که بعد از جنگ جهانی اول بر اساس عهدنامه تریونون (Trianon) از مجارستان جدا شد. گرچه بارتوک را از همان آغاز در آن ‌سوی مرزهای مجارستان آهنگسازی در خور توجه دانستند اما در زادگاهش او را نادیده گرفتند. او حتی به سبب ‘بی‌تفاوتی و عداوت’ مجارها، تا اندکی پس از ۱۹۱۱ از برپائی رسیتال در مجارستان خودداری می‌کرد. فقط پس از نخستین اجراء موفقیت‌آمیز باله‌اش با عنوان شاهزادهٔ چوبی در ۱۹۱۷ در بوداپست بود که موسیقی بارتوک در وطنش محبوبیت یافت. هنگام سفر بارتوک به ایالات‌متحد در سال‌های ۱۹۲۷ تا ۱۹۲۸، عنوان خبر یک روزنامه این بود: ‘نوگرافی مجار برای مجاب‌ کردن تمسخرکنندگان در راه لوس‌آنجلس است’ . اما در ۱۹۳۹ بارتوک می‌توانست کامیابانه به پسرش چنین بنویسد: ‘از ۱۹۳۴ تا امروز، کم‌وبیش فقط بنا به سفارش کار کرده‌ام

به قدرت رسیدن هیتلر برای او که با سراپا ضدنازی بود سخت مسئله‌ساز شد. پس از الحاق اتریش به آلمان در ۱۹۳۸، بارتوک به یک دوست چنین نوشت: ‘این خطر هست که مجارستان نیز به زودی تسلیم این نظام غارتگر و خونریز شود. در این صورت تصور اینکه چه‌طور می‌توانم در چنین کشوری به زندگی یا کار ادامه دهم برایم بسیار دشوار است’ . بارتوک اجازه نداد تا موسیقی‌اش در آلمان اجراء یا از هر ایستگاه رادیوئی قابل دریافت در آلمان یا ایتالیا پخش شود. در ۱۹۴۰، سرانجام به ایالات‌متحد، جائی‌که واپسین پنج سال عمر را در آن گذراند، مهاجرت کرد. این دوران از زندگی‌اش دورانی پُررنج و اندوه بود؛ درآمدش اندک و سلامتش متزلزل بود و حس می‌کرد دورافتاده است و نادیده گرفته می‌شود.

در ۱۹۴۲ نوشت: ‘گوئی زندگی حرفه‌ایم در مقام آهنگساز پایان گرفته است، شِبه تحریم اجراء آثارم توسط ارکسترهای صاحب‌نام ادامه دارد . او بر این باور بود که موسیقی روستائی او را در آزاد شدن از قید ‘انحصار به نظام ماژور یا مینور’ یاری می‌کند، بارتوک دریافت که ‘اغلب ملودی‌های عامیانه منطبق بر مُدهای قدیمی کلیسائی، مُدهای یونان باستان و حتی برخی مُدهای قدیمی‌تر (به‌ویژه مُد پنتاتونیک) هستند و مهم‌تر از همه آنکه ساختارهای ریتمیک و دگرگونی‌های وزن در آنها بسیار آزاد و متنوع است

بارتوک بسیاری از نغمه‌های عامیانهٔ مجار و رومانیائی را در آثارش به‌کار بسته و اغلب با همراهی‌هائی بسیار دیسونانت آمیخته است. با این همه، در بیشتر آثارش این ملودی‌ها را به همان شکل خام اولیه نیاورده است؛ تم‌هایش آفریدهٔ او هستند اما رنگ‌وبوئی محلی دارند. هدفش ‘جذب کامل موسیقی روستائی’ بود ‘به‌گونه‌ای که بتوان آن را روان و راحت همچون زبان مادری به‌کار گرفت’ .بوغ بارتوک در قلمرو موسیقی سازی درخشان‌ترین تجلی را یافته است. او آثار فراوانی برای پیانو سولو آفریده است و شش کوارتت زهی، چند اثر مجلسی دیگر، سه کنسرتو پیانو، یک کنسرتو ویولون و چندین اثر ارکستری از دیگر آثار او هستند. موسیقی بارتوک گسترهٔ حسی پهناور و بیانی ژرف دارد. موومان‌های سریع او می‌تواند انتقال‌دهندهٔ خشونتی بدوی یا سرزندگی یک رقص روستائی باشد. موومان‌های کُند در آثار او اغلب تداعی‌کنندهٔ عزلت و بدبینی ژرف هستند. بسیاری از این موومان‌ها کیفیتی فضاپردازانه و کم‌ و بیش امپرسیونیستی دارند که تداعی‌کنندهٔ صداهای شبانهٔ حشرات و جیک‌جیک پرندگان است. این پاساژهای رمزآلود را ‘موسیقی شبانگاهی’ بارتوک نامیده‌اند.بارتوک در فرم‌هائی سنتی همچون روندو، فوگ و سونات جانی تازه دمید و تعبیری نو از آنها به‌دست داد. او از راه بازشنواندن تبدیل‌های گوناگون یک تم، موومان‌های متضاد اثر را یکپارچگی می‌بخشد. او موومان را همانگونه پایان می‌دهد که آغاز شده بود و از این راه به انسجام ساختاری دست می‌یابد. برای نمونه، موومان دوم کنسرتو برای ارکستر (۱۹۴۳) با نوای یک طبل کوچک آغاز شده و پایان می‌یابد. در موسیقی او، تقلید پُلی‌فونیک و بسط و گسترش موتیف‌ها اغلب هیجان‌انگیز و تنش‌آفرین است.