هشت تفاوت بین یادگیری موسیقی میان بزرگسالان و کودکان| گذرموسیقی

به نظر شما چه زمانی میتوانیم بگوییم برای یادگیری موسیقی دیگر دیر شده است؟
هیچ وقت!
هیچ وقت برای یادگیری یک کار جدید، دیر نیست. برای آموختن یک ساز و لذت بردن از موسیقی حتماً نیاز ندارید که چهار ساله باشید. همچنین شما به استعداد نیاز ندارید و مجبور نیستید لزوماً جوان شوید تا بیاموزید.
این مکالمه ای ست که بین ما و دیگران تقریباً هر هفته اتفاق می افتد. اکثریت قریب به اتفاق بزرگسالان تصور می‌کنند که نمی‌توانند موسیقی را بیاموزند، مگر اینکه از سنین پایین آن را شروع کنند.این تصور کاملاً اشتباه است.
به بحث زمان تمرین میتوان اشاره کرد که برای کودکان به وفور وجود دارد و بزرگسالان از آن بی بهره اند. اما باید بدانید که برای نواختن ساز نیاز به صرف زمان زیادی ندارید. وقتی میخواهید شروع کنید، تمرین به اندازه ی پنج روز و هر روز پانزده دقیقه برای شما کافی ست تا پیشرفت قابل توجهی داشته باشید.
بله، پیدا کردن زمان برای تمرین کار سختی ست، اما همان پانزده دقیقه ها باعث می‌شود که در گذر زمان بهتر بنوازید.
به عنوان یک بزرگسال، قطعاً مزایای بیشتری نسبت به یک کودک دارید، مثلاً شما قابلیت تمرکز بیشتری دارید. همچنین، تئوری موسیقی را بسیار سریع تر میتوانید بیاموزید. به احتمال زیاد، به این دلیل است که شما انگیزه و تمایل بیشتری برای یادگیری دارید که این ها در کودکان کمتر دیده می‌شود.
هرکسی می‌تواند موزیسین شود. به استعداد یا دانش قدیمی موسیقی نیازی ندارید. تنها چیزی که احتیاج دارید، علاقه به یادگیری و همچنین اختصاص دادن زمان کمی برای تمرین هفتگی ست تا بتوانید به آرزوی خود برسید.

مقالات روانشناسی کودک-گذرموسیقی

مقالات روانشناسی کودک-گذرموسیقی

بله، قطعاً تفاوت زیادی بین یادگیری کودکان و بزرگسالان وجود دارد. هر کدام مکانیزم های منحصر به فرد خود را در یادگیری به کار می گیرند.
در اینجا به بررسی این تفاوت ها میپردازم:
1. ذهن بزرگسالان بیشتر از کودکان رشد یافته است. به این معنی که آنها تئوری موسیقی را در مدت زمان کمتری و با سرعت بیشتری یاد می گیرند.
2. بزرگسالان به نسبت کودکان کنترل بهتری بر روی عضلاتشان دارند. بنابراین مهارت های تکنیکی در آنها سریعتر رشد خواهد کرد.
3. اغلب بزرگسالان شروع به یادگیری یک ساز می‌کنند چراکه به آن تمایل و علاقه ی شدید دارند. آنها اهداف خودشان را بهتر می‌شناسند و به بهترین نحو تلاش می‌کنند که به آن برسند. اما، کودکان اغلب در کلاسهای موسیقی ثبت نام میکنند چون خواسته ی پدرها و مادرهایشان است. بنابراین به جایزه یا انگیزه ی قوی تری نیاز دارند که نواختن سازشان را ادامه دهند.
4. بزرگسالان قابلیت تمرکز بالاتری دارند که باعث می شود آنها زمان بيشتری را به تمرین خود اختصاص بدهند تا به اهداف خود برسند.
5. بزرگسالان اکثراً خودشان منضبط هستند و وابستگی به معلم در آنها کمتر دیده می شود.
6. کودکان حافظه ی موسیقایی بهتری دارند و اگر در سنین پایین با آنها تمرین شود باعث می‌شود که در مهارت های شنیداری خود بیشتر پیشرفت کنند.
7. کودکان جلوی دیگران کمتر خجالت می‌کشند که بنوازند. آنها این مزیت را دارند که به هنگام نواختن، عضلاتشان به خاطر استرس، منقبض نباشد. اما عضلات بزرگسالان اغلب موقع اجرا تنش دارد که همین منجر می‌شود به اینکه به اجرایشان لطمه دارد شود.
8. انگشتان کودکان قابلیت انعطاف‌پذیری بیشتری دارد.

تاثیرات موسیقی بر رشد ذهنی و جسمی دوران کودکی | گذر موسیقی

موسیقی می تواند امواج آلفای مغز را تحریک کند، که باعث ایجاد احساس آرامش در شنونده می شود. مطالعات دیگر نشان می دهد که قرار گرفتن در معرض موسیقی و آموزش اولیه فوایدی دررشد مهارت های ادراکی دارد که بر توانایی های زبانی و ادبی تأثیر می گذارد.و از دیگر تاثیر های مثبت آن بر استدلال فضایی ، که مربوط به مهارتهایی است که برای انجام ریاضیات استفاده می شود.برخلاف زبان، موسیقی همه زیر سیستم های مغز را فعال می کند، از جمله ساختارهای درگیر در انگیزه و احساسات. این امر خصوصاً در ایجاد پیوندها بین افراد و در یک گروه موثر است و می تواند در طول زندگی فرد به رفاه کمک کند.

روانشناسی کودک | گذر موسیقی

تقریباً از آغاز تاریخ بشر، موسیقی به عنوان نیرویی برای بهبود روح و جسم مورد استفاده قرار گرفته است. ارسطو تعلیم داد که “وقتی می شنویم (موسیقی و شعر) روح ما تغییر می یابد.” از بقراط گرفته تا پزشکان آمریکایی ، مردم مدتهاست که از آواز و نواختن ابزار برای درمان استفاده می کنند.در دوران مدرن، دانشمندان و پزشکان در مورد قدرت مرموز موسیقی تحقیق کرده اند. برخی از این تحقیقات واقعاً دریافت های باورنکردنی داشته اند. پزشکان دریافته اند که نوزادان همان موسیقی را که در رحم می شنوند ، ترجیح دهند. بسیاری از مطالعات نشان داده است که قرار گرفتن نوزادانی که در رحم، در معرض موسیقی قرار می گیرند به ساختن پل های عصبی که برای پردازش فکر و اطلاعات استفاده می شود، کمک می کند.
ساخت موسیقی با دیگران احساس تعلق خاطر فوق العاده ای به گروه می دهد. کودکانی که ممکن است به دلیل خجالتی بودن ، توانایی کلامی محدود یا نیازهای ویژه در پیوستن به فعالیت با دیگران مشکل داشته باشند ، می توانند آزادانه در فعالیت های موسیقی شرکت کنند.موسیقی درمانی مدرن پس از جنگ های جهانی اول و دوم، با موسیقی دانانی که برای پخش موسیقی برای سربازانی که از ضربه عاطفی و جسمی رنج می بردند، به بیمارستان ها سفر می کردند، توسعه یافت.امروزه ، این شامل استفاده بالینی از موسیقی مانند آواز ، نواختن ، گوش دادن و حرکت به سمت موسیقی برای رفع نیازهای فردی است و ثابت شده است که در زمینه های رشد کودک مفید است. اختلالات خلقی، بهبود سکته مغزی، بیماری قلبی؛ و درمان اختلالات عصبی مانند اسکیزوفرنی ، بیماری آلزایمر و زوال عقل را موسیقی بهبود می بخشد.
در اینجا چند فعالیت ساده ذکر شده در مقاله ای از”ماری گاردن” وجود دارد که از موسیقی برای بهبود مهارت های اجتماعی کودکان استفاده می کند:
از کودک خود بخواهید به نوبت با شریک خود بنوازد و الگوهایی را بر روی ساز تقلید کند.
از دو کودک بخواهید از یکدیگر سوال کنند ، و از ابزارهایی برای پاسخ دادن به “بله” یا “نه” استفاده کنند.
از گروه كوچك كودكان بخواهید به صورت دایره ای بنشینند و به هر كدام از آنها ساز یا صدایی اختصاص دهند. هر کودک رهبر می شود و بقیه گروه را در بازی با یک سرعت ، حجم یا ریتم خاص هدایت می کند.شاید مهمترین جنبه استفاده از موسیقی برای تقویت رشد این باشد که توجه مداوم و متمرکز بزرگسالان را به کودکان ارائه می دهد. والدین نباید کودک خود را در آموزش موسیقی تنها بگذارند و تصور کنند که این امر به طور خودکار رشد را تحریک می کند. تعامل بسیار مهم است.

ترجمه از سايت: https://penfieldbuildingblocks.org/early-education/the-effects-of-music-on-childhood-development/

مترجم گروه ترجمه گذر موسيقي

تمرینات بالینی،کاربرد موسیقی در درمان مشکلات رفتاری و عاطفی کودکان | گذرموسیقی

موسیقی درمانی برای گروه های مختلف درمانجویان مؤثر شناخته شده است. موزیکتراپیستها با سنین مختلف افراد از کودک تا فرد سالخورده کار کرده و بیماران مراجعه کننده آنها بسیار متنوع بوده اند. این مراجعین بیماریهای مختلفی داشته که شامل انواع بیماریهای روانی، ناتوانیهای رشد ، ناتوانیهای جسمی ناشی از آسیبهای عصبی، معلولیتهای ارتوپدی، آسیبهای حسی و اختالالت دیگر پزشکی است که موزیکتراپیستها برای درمان آنها از روشهای مخصوص موسیقیدرمانی استفاده کردهاند. اختالالت و بیماریهای بررسیشده در این فصل شامل عقب ماندگان ذهنی، ناتوانی یادگیری، آسیبهای شنوایی و بینایی، اختالالت ارتباطی، آسیبهای ارتوپدی، مشکالت حاد و مزمن، معلولیتهای چندگانه، اختالالت رفتاری ، آشفتگیهای عاطفی، بیماری های روانی و بیماران پیراپزشکی و بیماران پایانه است.

از آنجایی که ارتباط موزیکی از انواع ارتباط غیرکلامی است، موسیقی میتواند وسیلهای مؤثر برای ایجاد تماس اولیه با بیمارانی که از نظر عاطفی آسیب دیده یا دچار مشکالت رفتاری هستند باشد . فعالیتهای مربوط به نواختن ساز، حرکت با موسیقی و ساختن آهنگ به آنها این امکان را میدهد که بتوانند احساسات خود را ابراز کنند و انگیزه های نامطلوب را به رفتار های قابل قبول اجتماعی تبدیل سازند . ریتم، ساختار و نظم موسیقی ارتباط با واقعیت را به وجود می آورد که میتواند عامل مهمی در ایجاد ارتباط با بیماران روانی شدید باشد . کشش و رغبت مالیمی برای فعالیت گروهی که در ذات موسیقی است ، میتوان د افراد خجالتی و گوشه گیر را به ارتباط با دیگران تحریک کند . فعالیتهای گروهی موزیکال و رقص برای توسعه ی همکاریها و ارتباطهای غیرکلامی مؤثر است. خواندن دسته جمعی، گفتگو پیرامون موسیقی و سرودن آهنگ در تسهیل ابزار بیان و روابط کالمی مورد استفاده قرار میگیرد. تقویت مهارتهای تقلیدی و افزایش انجام وظایف رفتاری غالباً نتیجه جنبی فعالیتهای سازی گروهی، فعالیت حرکتی و خواندن است. شرکت موفقیت آمیز در گروههای موزیکی و کسب مهارتهای سازی نیز انگیزه احترام به خود را تقویت کرده و منجر به اعتمادبه نفس قوی میشود. تحقیقات و مطالعات متعددی نشان میدهد که از روشهای مختلف موسیقیدرمانی در مورد کودکان و بزرگساالنی که دچار آشفتگیهای عاطفی و اختالالت رفتاری هستند استفاده میشود. موسیقی ضبط شده میتواند به عنوان تقویت کنندهای در افزایش رفتارهای مقبول اجتماعی و نیل به انجام وظایف محوله و کاهش رفتار نامطلوب کودکان پر جنبش عمل کند. موسیقی متن انتخاب شده اگر به تنهایی یا همراه با بازیدرمانی استفاده شود میتوان د اضطراب کودکان روانپریش را کاهش دهد . شرکت در درسها ی خصوصی موسیقی ، ریتم و گروهها ی کر و کنسرتها و شوهای مختلف میتوان د احساس ارزش شخصی را ایجاد و تقویت کند. درسهای خصوصی موسیقی میتواند در افزایش توان دستیابی به اکتسابات تحصیلی و رفتار های اجتماعی مؤثر باشد . برای سطوح مختلف آموزش و درمان کودکان و بزرگساالن دچار اختالالت شدید رفتاری و عاطفی، تکنیکهای موفقیت آمیز موسیقیدرمانی به وجودآمده است.  در موسیقیدرمانی تکاملی برای کودکان دچار اختالالت عاطفی و رفتاری شدید فعالیتهای موزیکی اختصاصی برنامهریزی شدهای ایجاد شده تا بتوانند تجاربی را در زمینه های رفتاری، تقویت ارتباط، رفتار اجتماعی و مهارتهای تحصیلی یاد بگیرند . برخی از موزیکتراپیستها پی بردهاند که موسیقی میتواند وسیلهای مؤثر در جهت برقراری ارتباط با کودکان اتیستیک باشد . موسیقی از جنبههای محیطی است که بچه های اتیستیک با علاقه و رغبت به آن توجه نشان میدهند. فعالیتهای موزیکی غالباً تقویت کنندهی مؤثری در ایجاد جوابهای متقابل و آگاهانه ی کودکان اتیستیک است؛ مانند افزایش تکلم و پاسخهای شفاهی متقابل و تماس چشمی ، آگاهی محیطی و رفتارهای مناسب اجتماعی را افزایش میدهد. فعالیتهای غیرکالمیسازی اکتشافی و فیالبداهه و فعالیتهای تقلیدی ریتمیک که موفقیت زیاد و خواسته های کمی به همراه دارد، مؤ ثرترین عامل در مراحل آغازین موسیقیدرمانی کودکان اتیستیک به نظر میرسد .

گردآورنده : ریحانه لطفی
منابع : موسیقی درمانی اثر ژاکلین اشمیت پترز

روانشناسی کودک-گذرموسیقی

آموزش صداهای زیر و بم به کودکان و ایده چند بازی جذاب با آنها | گذرموسیقی

برای آشنایی کودکان با صداهای زیر و بم، می‌توان از روش‌ها ی مختلفی به صورت غیر مستقیم استفاده کرد:

فعالیت هایی مانند گذاشتن و برداشتن و مرتب کردن اجسام یا تصاویر بر روی تخته وایت برد بر اساس صدای آنها: برای کودکان زیر سن مدرسه می بایست چنین بازی هایی طراحی شود تا به درک مفاهیمی مثل زیر و بم برسند.مثلا فعالیت های مرتب سازی اشیا با همراهی آواز خواندن و ایجاد صداهای زیر و بم کمک بزرگ و پایه ای برای فهم این موضوع می باشد
اگر به تخته وایت برد دسترسی ندارید، می‌توانید از اسباب بازی ها یا هر نوع وسایل کمک آموزشی تصویری استفاده کنید. حتی می‌توانید تصاویر مورد نیاز خود را پرینت کنید و به کلاس بیاورید.

از همین بازی می‌توان برای مرتب سازی صداهای حیوانات هم استفاده کرد. قبل از اینکه از کودک بخواهید تصویر حیوان مورد نظر را در گروه مناسب قرار دهد، می‌توانید صدای آن حیوان را تقلید کنید. اینکار برای کودک یک معیار برای تشخیص می‌دهد و تشویق ش می‌کند که خود نیز صدای آن حیوان را تقلید کند.
حتی اگر تصاویر حیوانات را در دسترس ندارید، می‌توانید از زبان اشاره استفاده کنید و برای هر حیوان یک شکل توسط دستان خود بسازید و اجازه دهید که کودک هم همان شکل را بسازد و برای نشان دادن صدای زیر یا بم، دستان خود را بالا یا پایین ببرد.

بازی آوازی:
نور یک چراغ قوه را روی دیوار بیندازید و در جهت های بالا و پایین حرکت بدهید. در همین حین کودکان میتوانند صدای ترسناک شبح مانند تقلید کنند. نور که به بالا رفت، صدا هم زیر می‌شود و بالعکس وقتی نور به سمت پایین می آید، صدای شبح مانند باید بم بشود.برای این بازی میتوانید از ایده ی حرکت دادن روسری هم استفاده کنید (آن را به سمت بالا و پایین ببرید). اجازه دهید کودک هم حرکت شما را عیناً تقلید کند و صدای شما را اکو کند (همراه با شما صدای مورد نظرتان را تقلید کند)

تدریس از طریق خواندن قصه:
از کتاب‌هایی استفاده کنید که ایده ی داستان بر مبنای بالا و پایین باشد و از این کلمات زیاد استفاده شده باشد.
در این روش، شروع میکنید خود قصه را از اول تا آخر برای کودک می‌خوانید. هنگام خواندن قصه، وقتی کلمه هایی مثل “بالا” در متن وجود داشت صدای خود را به سمت صداهای زیر می‌برید و بالعکس(هنگام بیان کلمه ی “پایین“، صدای خود را به سمت صداهای بم می‌برید)حتی می‌توانید از دستان خود کمک بگیرید و آنها را به هنگام ادای این کلمات خاص، بالا یا پایین ببرید.

ارزیابی از طریق فعالیت های حرکتی:
بعد از اینکه کودک آشنایی اولیه با مفاهیم زیر و بم پیدا کرد، وقت ارزیابی کودک است.
یک الگوی ریتمیک و ملودی ساده روی کلاویه های سیاه پیانو بنوازید(گام پنتاتونیک). وقتی نت های بم را مینوازید، کودک باید راه رفتن لاکپشت را تقلید کند(یا هر حیوانی که روی زمین راه می‌رود) و در حالتی که نت های زیر نواخته شد، کودک باید بلند شود، روی نوک پا راه برود، دستهایش بالای سرش قرار بگیرد و حرکت رقص باله را تقلید کند.دفعه ی اولی که این بازی را با کودک میکنید، برای تفریح انجام دهید نه ارزیابی واقعی. چون برای کودک این کار، یادگیری درس و امتحان پس دادن نیست. کودک فقط بازی و سرگرمی برایش مهم است.

یک فعالیت جذاب که با کودکان می‌توان انجام داد، بازی ای ست که در ادامه به شرح آن می‌پردازیم.
این بازی را به مدل ها و روش های کاملا متفاوتی می‌توان انجام داد یا حتی کمی آن را تغییر داد تا جذابیت آن اضافه شود.
این بازی یک فعالیت برای گرم کردن بدن و صدای کودک در اول کلاس های موسیقی کودک برای سن پیش از دبستان است:
شرح بازی به این صورت است که روی زانوها با یک تمپوی ثابت ضرب میزنیم (یا در حالت نشسته یا ایستاده). سپس یک بیت شعر می‌خوانیم مثل این شعر:
روی زانو میزنیم / با همدیگه می‌خوانیم / حالا میریم سمت….
و بعد با یک صدای آ… از نت بم تا نت زیر گلیساندو بخوانید و دست ها را ببرید سمت یکی از اعضای بدن (مثل سر) و در ادامه ی شعر، اسم عضو بدن را اعلام کنید.
دوباره دست ها را به روی زانو ها برگردانید و این شعر را دوباره (و چند باره) برای اعضای مختلف بدن (مثل شکم، شونه، دماغ، چشم، ابرو، زبان، دندان،…) بخوانید.
میتوانید اشتباه عمدی هم انجام دهید و موقع بردن دستها سمت یک عضو، عمداً نام یک عضو دیگر را بیاورید تا کودکان اشتباه شما را تصحیح کنند. این کار برای کودکان تفریح جالبی ست.

می‌توانید فعالیت های دیگر حرکتی را انجام دهید و آنها را به عنوان فعالیت گرم کردن(وارم آپ) درنظر بگیرید.
به عنوان مثال میتوانید سوت بزنید. حالتی که کوک سوت زدن شما از زیر به بم (یا برعکس) تغییر کند. در همین حین کودکان باید به صدای سوت شما عکس العمل نشان بدهند. به این صورت که اگر صدای سوت به سمت نت های زیر میرفت، باید دستهای خود را به سمت بالا ببرند و همینطور برای حالتی که سوت شما به سمت نت های بم برود، باید دستهای خود را به سمت پایین ببرند(مثلا در حالت ایستاده، می‌توانند خم شوند و به سمت نوک پایشان ببرند).این سوت زدن را می‌توان نیم پرده نیم پرده به گام های بالاتر برد (و یا برعکس). همچنین می‌توان سرعت سوت زدن را کم و زیاد کرد و کودکان باید با همان سرعتی که می‌شنوند واکنش نشان دهد. یعنی مثلا اگر سریع سوت زدید، آنها هم سریع حرکت خود را انجام دهند.

روانشناسی کودک-گذر موسیقی

کاربرد موسیقی در اشخاصی که ناتوانی یادگیری دارند|گذر موسیقی

ناتوانی یادگیری خاص در نتیجه بینظمی یا اختلال در یک یا چند فرایند اساسی ذهنی، در ارتباط با فهمیدن یا استفاده از زبان است که در شنیدن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا انجام عملیات و محاسبات ریاضی آشکار میشود. این واژه شامل مواردی چون معلولیتهای ادراکی، آسیب مغزی، اختالالت جزئی مغز نمیشود. تعریفی کوتاهتر و شاید عملیتر از ناتوانی یادگیری این کودکان وجود دارد: کودکی که ناتوانی یادگیری دارد، دارای مشکالتی خاص در ادراک، یکپارچگی یا فرایند های بیانی است که به کارکرد یادگیری وی آسیب میرساند . این تعریف شامل کودکانی میشود که در سیستم عصبی مرکزی نقص دارند که ابتدا بهعنوان آسیبدیدگی کارایی یادگیری خوانده میشود. بر طبق نظر گفلر (1۹84) برنامه های موسیقیدرمانی برای افراد ناتوان در یادگیری معمولا بر محور یکی از چهار مورد زیر و یا بیشتر تمرکز دارد: 1 )دستیابی به اداره ی رفتار؛ )2 )استفاده از موسیقی به عنوان یک پاداش و تقویت کننده جهت انجام درست وظایف تحصیلی؛ 3 )استفاده از فعالیتهای موزیکی برای ارائه و یا شرح مفاهیم و جریانهای ویژه ی تحصیلی 4 )بالا بردن سطح رشد عاطفی و اجتماعی. برای افرادی که ناتوانی در یادگیری دارند ، اغلب ادارهی رفتار برای توسعه ی مهارتها و یادگیری امری ضروری است. خصوصیات جالب توجه و جاذبیت قوی موسیقی، همراه با نظم و ساختار و توان آن در انجام عمل میتوان به عنوان تقویت کنندهای قوی جلسات موسیقیدرمانی را وسیلهای ایده آل برای تسهیل رفتار و کنترل تحریکات آنی این گروه قرار دهد . برنامه های موسیقیدرمانی میتوان د با سطح مشکل فرد تنظیم شود، به طوری که درجه دشواری برنامه های موسیقی، تکمیل کننده ی سطح کنترل رفتار مورد انتظار در هر مرحله از جریان موسیقی درمانی باشد . زمانی که تا اندازهای کنترل رفتاری صورت گرفت، از فعالیتهای مخلف موزیکی میتوان برای کسب مهارت در بسیاری از زمینه ها استفاده کرد.

روانشناسی کودک

فعالیتهای شنوایی موزیکی که این افراد را به توجه و نظم بخشیدن و به خاطر آوردن محرکهای شنوایی ملزم میسازد، میتواند به آنها در تقویت گوش دادن و تمرکز در وظایف محوله کمک کند . موزیکتراپیستها میتوانند از بلندی و کوتاهی صدا، سرعت، رنگ و زیر و بمی برای کمک به تقویت هوشیاری و تشخیص شنوایی استفاده کنند . به علاوه آوازها و بازی های موزیکالی که صدا را به اعمال، دستورات یا اشیا ربط میدهند میتواند به یادگیری درک و پاسخ به محرکهای شنوایی کمک کند . ریتم و موسیقی میتوان د در تقویت ساختار برنامه های آموزشی ناتوانان یادگیری که در آموختن مفاهیم فضایی با اشکال مواجه هستند ، مورد استفاده قرار گیرد. آواز هایی که از آنها میخواهد تا بدن خود را لمس کرده و یا حرکت دهند میتواند تصور بدنی آنها را تقویت کند . مفاهیم مربوط به جهت یابی )راست، چپ، بالا، پایین، جلو، عقب و غیره( میتواند با رقصهای بسیار ساده، آواز های همراه با عمل و حرکت و فعالیتهای موزیکی آموخته و تمرین شود. نواختن سازهایی؛ چون طبل، تری آنگله، بلز و زیلوفونها میتواند  تشخیص فضایی و تواناییهای کنترل حرکتی را که نیاز به هماهنگی چشم و د ست دارد تقویت کند . باالخره فعالیتهای موزیکی میتواند امنیتی در ارتباط و بیان احساسات فراهم کند . برای افرادی که در ارتباط شفاهی و کتبی دچار مشکل هستند ، ارتباط غیرکالمی موسیقی میتواند تجارب موفقیت آمیز مهمی فراهم کند . همان گونه که نوسرا (1۹7۹ )متذکر شد ، فواید عاطفی- اجتماعی فعالیتهای موزیکی دارای بالاترین ارزش برای این گروه است: رفتار خوب، انگیزه، کنترل شخصی و خود قوی الزمه ی بهره بردن از برنامههای تحصیلی درمانی است. موسیقی میتوان د تجربهی اولیهای در تقویت این احتیاجات اساسی یادگیری باشد .

گردآورنده : ریحانه لطفی

موسیقی درمانی در درمان زایمان و مراقبتهای مربوط به نوزاد | گذرموسیقی

موسیقیدرمانی میتواند نقش بارزی در کمک به کودکان و بزرگسالان بستری در بیمارستانها داشته باشد تا بیماران به روشهای درمانی پزشکی واکنش مساعد تری نشان دهند .نتایج چندین مطالعات نشان میدهد که آوازها میتواند برای آشنا کردن کودکان به وسایل و روشهای درمانی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین آوازها و دیگر فعالیتهای موسیقیدرمانی میتواند به طور مؤثری اضطراب قبل از عمل جراحی کودکان را کاهش دهد .فعالیتهای موسیقیدرمانی مثل سبکسازی به وسیله ی موسیقی، بازی های تقلیدی و اکتشافی ریتمیک موزیکال و حرکت با موسیقی و آوازهای ساده که با راهنماییهای موزیکتراپیست همراه است میتوان د بهطور برجستهای رفتار توأم با استرس کودکان و نوپاهای بستری شده را کاهش دهد.به علاوه فعالیتهای موسیقیدرمانی موضوع کلامی بیشتری را در کودکان بیمار نسبت به بازی درمانی بر می انگیزد. فعالیتهایی که موجب میشود تا کودکان بستری اشعاری را درون آوازهای مربوط به مسائل بستری شدن جا دهند میتواند در این زمینه مفید باشد. به علاوه جلسات موسیقیدرمانی میتواند برای کودکان آسیب دیده که از آسایش اولیه محرومند خیلی سودمند باشد . موزیکتراپیست میتواند با شرکت دادن والدین و اقوام در جلسات موسیقیدرمانی کودکان، فشار و ناراحتی اعضای خانواده نیز کاهش دهد و به کودک و والدین برای رسیدگی و رویارویی با اتفاقات و نتایج آن کمک کند.

اخیراً موسیقی در ارتباط با روشهای آمادگی زایمان به منظور اهداف زیر به کار گرفته شده است:

1-محرکی برای تمرکز حواس؛

2-محرکی برای انحراف حواس از درد؛

3-محرکی برای واکنشهای خوشایند ؛

4-محرک شرطی برای سبکسازی وکمک ساختاری برای تنفس

روانشناسی کودک-گذرموسیقی

زنانی که در برنامه های زایمان موسیقی حمایت شده شرکت میکنند، به مراتب نسبت به زنانی که از این روش استفاده نمیکنند خاطرات و تجربیات بهتری از زایمان دارند . با روش موسیقیدرمانی حمایت شده زنها حمایت بیشتری را احساس میکنند و در خانه، زمان بیشتری را برای تمرین فنون لاماز صرف میکنند و طی زایمان درد اضطراب کمتری را گزارش میدهند. همچنین یک برنامه ی طرح ریزی شده از موسیقی متن با کاهش تظاهراًت رفتارهای مخصوص مادران باردار و کاهش آواهای مرتبط با درد زایمان، محیط دلپذیری از زایمان به وجود می آورد.موسیقی همراه با عناصر صدا و ریتم میتواند نقش مهمی در مراقبتهای مربوط به نوزاد داشته باشد . مطالعات گوناگون ثابت کرده است که محرک ریتمیک ضربان قلب مادر میتواند بهطور مؤثری نوزاد تازه متولد شده را آرام سازد. دانشمندی به نام نوروکا دریافت فشار خون سیاهرگها و سرخرگهای مادر و ضبط آن توأم با موسیقی کلاسیک، به طور مؤثری گریه نوزاد تازه متولد شده را متوقف کرده و به عنوان یک خواب آور طبیعی عمل میکند. نتایج به دست آمده از مطالعات انجام یافته توسط دیگر دانشمندان نشان میدهد که محرکهای موسیقی میتواند به کودکان نارس کمک کند تا انرژی را در خود ذخیره ساخته و به وسیله ی آن از کالری بیشتری برای افزایش وزن استفاده کنند . اگرچه موسیقی تأثیر چندانی بر کاهش وزن، گریه و یا حرکات بدنی نوزاد تازه متولد شده ندارد؛ اما نقش مهمی میتواند در مراقبتهای نوزاد ایفا کند.

گردآورنده : ریحانه لطفی

مزایای موسیقی در رشد کودکان | گذرموسیقی

‎آواز و موسیقی نقش مهمی در همه ی فرهنگ ها دارند. موسیقی را در بسیاری از جنبه های زندگی پیدا خواهید کرد: تئاتر ، تلویزیون ، فیلم ، عبادت ، تعطیلات ، جشن ها و مراسم دولتی و نظامی. در خانه ، موسیقی می تواند بخشی از فرهنگهای خانوادگی ما شود – بخشی طبیعی از تجربیات روزمره ما.
‎ از بدو تولد ، والدین به طور غریزی از موسیقی برای آرامش کودکان ، ابراز عشق و شادی و تعامل و استفاده می کنند. والدین می توانند با یادگیری اینکه چگونه موسیقی می تواند بر رشد کودک تأثیر بگذارد ، مهارت های اجتماعی را بهبود بخشند و به کودکان در هر سنی سود برساند و این غرایز طبیعی را ایجاد کنند.
یک مطالعه در سال 2016 در موسسه مغز و خلاقیت دانشگاه کالیفرنیای جنوبی نشان داد که تجربیات موسیقی در دوران کودکی می تواند رشد مغز را تسریع کند ، به ویژه در زمینه های کسب زبان و مهارت خواندن و نوشتن . طبق گفته انجمن ملی بازرگانان موسیقی (بنیاد NAMM) ، یادگیری نواختن یک ساز می تواند یادگیری ریاضی را بهبود بخشد و حتی نمرات را افزایش دهد .
اما پیشرفت تحصیلی تنها مزیت آموزش موسیقی و قرار گرفتن در معرض آن نیست. موسیقی همه زمینه های رشد و مهارت کودک را برای آمادگی در مدرسه ، از جمله سواد فکری ، اجتماعی- عاطفی ، حرکتی ، زبانی و به طور کلی روشن می کند. موسیقی به بدن و ذهن کمک می کند تا با هم کار کنند. قرار گرفتن کودکان در ارتباط با موسیقی به رشد اولیه ی آنها کمک می کند تا اصوات و معنی کلمات را یاد بگیرند. همچنین رقص همراه با موسیقی به کودکان کمک می کند تا مهارت های حرکتی ایجاد کنند در حالی که به آنها امکان می دهد بیان خود را تمرین کنند. و در آخر مهمترین نکته این است که موسیقی به تقویت مهارت حافظه در کودکان و همچنین بزرگسالان کمک می کند.

روانشناسی کودک-گذرموسیقی

نوزادان و موسیقی:

نوزادان ملودی آهنگ را خیلی قبل از اینکه کلمات را بفهمند ، تشخیص می دهند. موسیقی آرام و پس زمینه می تواند برای نوزادان آرامش بخش باشد ، به خصوص در زمان خواب. موسیقی با صدای بلند ممکن است با بالا بردن سطح صدای اتاق ، کودک را بیش از حد تحریک کند. آهنگ های کوتاه و ساده برای نوزادان بخوانید و سعی کنید یک یا دو خط در مورد استحمام ، لباس پوشیدن یا غذا خوردن درست کنید تا هنگام انجام این فعالیت ها برای آنها آواز بخوانید. فعالیت های یادگیری موسیقی بیشتر ی برای نوزادان پیدا کنید
کودکان نوپا و موسیقی:
کودکان نو پا عاشق رقصیدن و حرکت به سمت موسیقی هستند. کلید موسیقی کودک نوپا ، تکرار است ، که زبان و حفظ را تشویق می کند. ترانه های احمقانه و کمدی کودکان نوپا را می خنداند. سعی کنید یک آهنگ آشنا بخوانید و یک کلمه احمقانه و عجیب در جای کلمه درست وارد کنید ، مانند “مری یک عنکبوت کوچک داشت” اجازه دهید کودکان با کف زدن یا ضربه زدن روی اشیا ریتم ها را تولید کنند.
کودکان پیش دبستانی و موسیقی:
کودکان پیش دبستانی فقط برای آواز خواندن از آواز لذت می برند. آنها در مورد توانایی خود آگاهی ندارند و بیشتر آنها مشتاق هستند که اجازه دهند صدای آنها پخش شود . آنها آهنگ هایی را دوست دارند که کلمات و ملودی ها را تکرار می کنند ، از ریتم هایی با ضرب آهنگ مشخص استفاده می کنند به طور کلی آنها عاشق تکرار هستند ، کودکان پیش دبستانی از قافیه ها و ترانه های مهد کودک در مورد چیزهای آشنا مانند اسباب بازی ، حیوانات ، فعالیت های بازی و افراد لذت می برند. آنها همچنین بازی های انگشتی و قافیه ها را با همراهی موسیقی یا بدون آن دوست دارند.
کودکان و موسیقی در سن مدرسه:
اکثر کودکان در سن مدرسه شیفته ترانه های تک خوان هستند که شامل شمارش ، هجی کردن یا به خاطر سپردن توالی وقایع است. کودکان در سنین مدرسه شروع به ابراز علاقه به انواع موسیقی می کنند. آنها ممکن است به آموزش موسیقی مانند درس موسیقی یا ساز مخصوص ابراز علاقه کنند.
نوجوانان و موسیقی: نوجوانان ممکن است از تجربیات موسیقی برای ایجاد دوستی و جدا شدن از والدین و بچه های کوچکتر استفاده کنند. آنها اغلب می خواهند بعد از مدرسه با گروهی از دوستانشان پاتوق بگذرانند و موسیقی گوش دهند. آن روزهای باند های زیرزمین و گاراژ را به خاطر می آورید؟ نوجوانان غالباً علاقه زیادی به گذراندن دروس موسیقی یا نواختن در گروه دارند.

brighthorizen.com

ترجمه:ریحانه لطفی

سن شروع موسیقی در کودکان | گذرموسیقی

همه ما داستان های اعجوبه های مشهور موسیقی را شنیده ایم ، از نوشتن اولین سمفونی خود در هشت سالگی توسط موتزارت تا امضای استیوی واندر با موتاون در 11 سالگی. حتی اگر کودک شما با فیلارمونیک نیویورک یا سمفونی شیکاگو توسط در سن 11 سالگی (به ترتیب مانند میدوری ویولونیست و هربی هنکاک) ، خانواده شما بدون شک در معرض کودکان با استعداد محله هستند. چه این گروه کر پیش دبستانی کلیسا باشد یا یک کنسرت گروه مدرسه ابتدایی ، به نظر می رسد اگر والدین می خواهند فرزندانشان موفق شوند باید فرزندانشان را از همان بدو تولد در کلاس های موسیقی غوطه ور کنند و به نوعی حق با آنها است.
‎همانطور که گفته شد ، والدین غالباً شکایات والدین دیگر را می شنوند که باعث می شود آنها درس های موسیقی را به بزرگتر شدن فرزندشان موکول کنند ، مانند این که “پدر و مادرم مرا مجبور کردند که ساز بزنم. … من از آن متنفر بودم و اکنون نیز از آن متنفرم. ” به منظور اجتناب از این نگرش منفی ، والدین تصمیم می گیرند تا زمانی که فرزندشان بزرگتر نباشد ، موسیقی را به تعویق بیندازند و می توانند ساز خود را انتخاب کنند یا تصمیم می گیرند که حتی می خواهند ساز بزنند. آنها هم حق دارند.
‎این گفته ها ممکن است متناقض به نظر برسند. در واقعیت ، مسئله این است که شما چگونه دروس موسیقی را تعریف می کنید. برای درک بهتر این موضوع ، مهم است که به دلایل اساسی والدین که می خواهد فرزندشان دروس موسیقی بخواند ، توجه کنید.
یک تحقیق در حال رشد (و قانع کننده) وجود دارد که نشان دهنده “فرصت اصلی ” از بدو تولد تا نه سالگی برای ایجاد حساسیت موسیقی در کودکان است. در این مدت ، ساختارهای ذهنی و سازوکارهای مرتبط با پردازش و درک موسیقی در مراحل اصلی رشد قرار دارند ، بنابراین قرار دادن کودکان در این رده سنی از اهمیت بالایی برخوردار است.
بنابراین مهم این نیست که چه موقع باید درسها را شروع کرد ، اما هدف از آموزش موسیقی برای کودکان خردسال چیست؟ به عنوان مثال ، كودكان بسیار كوچك برای تسلط بر آنها در معرض سازها نیستند ، بلكه برای به دست آوردن تجربه و یادگیری ایجاد روابط معنادار با موسیقی در سنین جوانی ، با سازها مواجه هستند. اگر این هدف شماست ، “درسها” می توانند و باید بلافاصله پس از تولد و مطمئناً در اولین سال کودک شروع شوند.
این “درس ها” لازم نیست – در واقع ، در ابتدا احتمالاً نباید باشد – خیلی رسمی باشند. والدین می توانند با غوطه ور کردن کودک در محیط موسیقی به عنوان راهنما عمل کنند. شما باید با انجام فعالیت های حرکتی ساده مانند بازی های موسیقی ، تکان دادن یا رقصیدن در حالی که کودک را در آغوش دارید ، یا آواز یا نواختن ساز برای کودک ، به کودک خود کمک کنید تا روی موسیقی تمرکز کند.
هنگامی که کودک در حدود سه سالگی رسید ، ممکن است زمان “درس های” رسمی تر باشد. باز هم ، هدف یادگیری نواختن ساز نیست بلکه توسعه بیشتر مهارتهایی مانند شناسایی ضرب در موسیقی ، شناسایی ملودی یا شناسایی سازها است. این دروس والدین و کودک ممکن است به تعداد کلاسهای پیش دبستانی باشد که توسط افراد خصوصی ، دانشگاهها یا مراکز اجتماعی اداره می شوند. برای تصمیم گیری در مورد مناسب بودن یا نبودن کلاس برای فرزندتان ، اطمینان حاصل کنید که اهداف و انتظارات شما با کلاس های معلم منطبق است.

روانشناسی کودک-گذرموسیقی
در پنج سالگی ، اکثر کودکان ، بنیادی ساخته اند که آنها را برای دروس رسمی موسیقی آماده می کند. هم اکنون نیز ، هدف از این درس ها تبدیل شدن به یک مجری یا نوازنده عالی در ساز نیست بلکه درک بیشتر موسیقی است. پیانو و ویولون دو ساز رایج در این سن هستند ، اما دیگران، گیتار را با موفقیت امتحان کرده اند.
کودک در 10 سالگی مهارت های مختلفی را در رابطه با ساز انتخابی خود خواهد داشت. آنها همچنین از قدرت جسمی برای آزمایش سازهای بزرگتر ، مانند برنج یا سازهای زهی بزرگ که نیاز به قدرت و مقاومت بالاتری دارند ، برخوردار خواهند بود. تقریباً در این زمان ، هدف درسها به طور مناسب از کسب تجربه با موسیقی به بهبود توانایی اجرا منتقل می شود.
به طور خلاصه ، سه پاسخ به این سوال وجود دارد که “بچه ها از چه سنی باید درس موسیقی را شروع کنند؟” فعالیتهای غیررسمی با موسیقی باید بلافاصله پس از تولد شروع شود و کلاسهای منظم تری از آن در حدود سه سالگی دنبال شود و دروس با هدف یادگیری ساز باید بین شش تا نه سال شروع شود. به خاطر داشته باشید که اینها فقط رهنمودها هستند. استثنائات بدون شک بر اساس کودک و / یا معلم رخ خواهد داد. تجربه موسیقی در سنین پایین در روند رشد کودک بسیار مهم است. مانند دوچرخه سواری یا یادگیری زبان ، این مهارت ها را می توان در اواخر زندگی آموخت ، اما هرگز “به روشی که برای اجرای روان موسیقی بسیار مهم است” “طبیعی” نخواهد بود.

گردآورنده:ریحانه لطفی