ترجمه قسمت اول از بخش سیزدهم کتاب 1 Music in Theory and Practice Volume

بخش 13

دوره رمانتیک (1825-1900)

موضوع :

رمانتیزم ، ترکیب مدال ، مدولاسیون خارجی ، هارمونی غیر کاربردی، نت های غیر هارمونیک کروماتیک ، بیان آنارمونیک

 

رمانتیزم  واژه ای است که به موسیقی ساخته شده  بین سالهای 1825-1900 اطلاق میشود.اگر بخواهیم اثار آهنگسازان محافظه کاری مثل فرانس شوبرت (1797-1828) و یوهان برامس(1833-1897) را بررسی کنیم ، این دوررا به راحتی  میتوان  ادامه دوره کلاسیک دید ولی اگر آثار آهنگسازان مترقی  همچون   فرانس لیست (1811-1886) و ریچارد  واگنر(1813-1883) را درنظر بگیریم این دوره را میتوان به عنوان تغییرات اساسی در سبک موسیقی فرض کرد. با وجود شواهد موجود درسبک موسیقی ملی گرایانه آهنگساز لهستانی ،فردریک شوپن (1810-1849)،آهنگساز روسی ،الکساندر بردین (1833-1887)  و دیگران ، موسیقی دوره رمانتیک در دست آهنگسازان آلمانی زبان میباشد.

 

ترکیب مدال:

استفاده زیاد از آکوردهای عاریتی باعث ترکیب مد های ماژور و مینور در حدی میشود که در بعضی نقاط دچار  ابهام مدالیته میشویم.

مدولاسیون :

آهنگسازان دوره رمانتیک اغلب از توالی گام های متعدد که به سرعت تغییر میکنند ،استفاده میکنند.این مسئله خود باعث کاهش تاثیرات تونیک مرکزی میگردد.

مدولاسیون خارجی :

یک طیف وسیع ازگام ها توسط  اهنگسازان قرن نوزدهم استفاده میشده بطوری که به گام های دورتر از تونیک قطعه  آهنگسازی شده ،مدولاسیون صورت میگرفته است. این جریان ما را ناگزیر به بیان آنارمونیک آکوردها میکند. نسبت آنارمونیک بین آکورد شش آلمانی و نمایان هفتم روشی مناسب  برای مدولاسیون به گام های غیر همسایه و دور است.

کروماتیزم:

در این دوره استفاده روزافزون از آکوردهای عاریتی وآکورد شش افزوده به موازات ترکیب های مدال سبب شد که به طور کلی استفاده از کروماتیزم رو به افزایش گذارد.همچنین استفاده از  نت های غیر هارمونیک کروماتیک (بخصوص کروماتیک با نقش تکیه ( آپاژیاتور) و گذر ) رو به ازدیاد بود.

در پرلودهای شوپن نتهای گذر کروماتیک که نقش اصلی در تزیین کردن را دارند ، تقریبا در هر میزان اتفاق میافتد.

افزایش فواصل ناملایم  :

در موسیقی قرن نوزدهم به دلیل استفاده مکرر ازآکورد نهم ، یازدهم وسیزدهم ونیز آکورد شش افزوده ، فواصل ناملایم بسیار رایج شد.آهنگسازان هر چه بیشتر علاقه مند شدند که از فواصل ناملایم  با تاکید استفاده کنند و این فواصل را مدت زمان طولانی تری در تعلیق نگه دارند تا حل شوند. در شکل 13-9 در میزان 16 شاهد نت تکیه (آپاژیاتوری) هستیم که به نهم آکورد نمایان میرود و نیز در میزان 17 شاهد آپاژیاتوری تاکید داردر ضرب  پایین  هستیم .چنین نت های غیر هارمونیک سطح  ناملایمات ( فواصل نامطبوع) رابه شدت  بالا می برد .

معادل  آنارمونیک :

با افزایش کروماتیزم ، نت نگاری در قرن نوزدهم پیچیده تر شد و در نتیجه بیان معادل آنارمونیک آکوردها و خط ملودی افزایش پیدا کرد( در شکل 13-3 میزان 8 در صفحه 402 مشاهده میکنیم که بخش آوازی با استفاده از بمل ها نوشته شده در حالیکه  در نگارش نتها دربخش همراهی ، از علامت دیز استفاده گردیده است.)

وقتی موسیقی قرن نوزدهم و بیستم را آنالیز میکنید بسیار مهم است که چنین مهارتی را در نوع تفکر آنارمونیک خود کسب کنید .برای بیان آکوردها به صورت آنارمونیک مثال هایی در شکل 13-10 آمده است که امکانات مختلف را به بحث میکشد و البته مدلهایی که در آینده برای آنالیزها احتیاج است را  نیز مطرح میکند.