موسیقی زبان مشترک انسانها

 

تاثیر موسیقی بر ذهن

افراد خیلی کمی هستند که به موسیقی علاقه ای نشان نمی دهند. قدرت و تنوع موسیقی آنقدر زیاد است که افراد را به شکل های متفاوتی تحت تاثیر قرار می دهد. برای برخی موسیقی امری فطری و گاه آنقدر هیجان انگیز است که با شنیدن آن به رقص در می آیند و یا به شکلی بدن خود را حرکت می دهند؛ و برای برخی دیگر پیام موسیقی است که حائز اهمیت است و رویکردی روشنفکرانه به ساخت و ترکیب موسیقی دارند و اصالت اثر است که تحسین آنها را بر می انگیزد.  با تمام این حرفها کمتر کسی است که به نحوی متأثر از موسیقی نباشد. نوای موسیقی محدودة گسترده ای از احساسات ما را در برمی گیرد؛  از شادی تا غم؛ زمانی با حس دلتنگی ما عجین می شود و زمانی ما را سرشار از حس جنب و جوش می کند. برخی از موسیقی ها می توانند آنقدر ذهن شما را درگیر خود کنند که دیگر به هیچ چیز دیگر فکر نکنید. این گونه موسیقی بر روی ذهن ناخودآگاه ما کار می کند؛  یا با تمرکز بر جنبة خلاق یا  تعالی بخش وجود آدمی، از خاطرات قدیمی و اعماق وجود ما پرده بر می دارد.

                                                                                                                   هذقه

موسیقی با جریانات مهم زندگی ما به صورت معنی داری گره خورده است. به ندرت مراسمی ملی یا شخصی را می توان یافت که با نوایِ  موسیقی همراه نباشد. موسیقی میتواند به سادگیِ لا لایی های شبانه مادرانه و یا صورت رسمی تر آن به شکل سرود ملی در مراسم مختلف باشد. گاهی موسیقی در غالب فوران احساسات بی اختیار تماشاگران قبل از شروع مسابقه فوتبال است و گاه به صورت اجرایی کاملاً سنجیده و از قبل تمرین شدۀ گروه نوازنده و یا کُر در  مراسم  جشن عروسی و یا تدفین است.

تاریخچه ی پیدایش موسیقی

بخشی از تاریخ بشر است. علم قوم شناسی با بررسی مراسم مختلف در میان جوامع بدوی مدارک فراوانی دال بر اهمیت موسیقی در میان اقوام مختلف بشر بدست آورده است. موسیقی یک هنر عینی نیست و کسی نمی داند قرنها قبل موسیقی چگونه بوده؛ تا آنکه انسانها شروع به نوشتن و سپس به ضبط آن پرداختند. البته مدارکی هم از آن دوران در دست است که خود بیانگر اهمیت موسیقی در تمدن باستانی است؛ مانند سازهای دوران باستان، نقاشی و یا حکاکی های بجا مانده از آن زمان.

در قرن بیستم، علاقۀ وصف ناپذیری نه تنها در مورد آثار مکتوب بجا مانده از موسیقیِ نسلهای پیشین بوجود آمد بلکه نسبت به اثبات رسانیدن چگونگی به گوش رسیدن موسیقی گذشتگان هم میل بی سابقه ای در میان علاقمندان موسیقی پدید آمد. در اوایل قرن  هجدهم، از موسیقیدانان انتظار می رفت تنها برای کنسرتها  آثار جدیدی خلق کنند؛ درحالیکه دوستداران موسیقی کنونی غالباً تمایل دارند از آلات موسیقی ای  استفاده کنند که دوباره به خلق همان فضاها و همان شیوه هایی که آهنگساز مورد نظرش بوده بپردازند.

راههای گوناگونی برای شناخت نحوۀ زندگی نسلهای گذشته وجود دارد تا به اتکای آن بتوانیم زندگی امروز خود را بر پایه های محکمی بنا کنیم و یکی از قوی ترینِ این روشها بررسی موسیقیِ پیشینیان است.در حال حاضر موسیقیدانان دایمأ درصدد یافتن قالبهای بیان جدیدتری هستند. ازآنجایکه ابتکار و خلاقیت، جوهرۀ اصلی هنر معاصر قلمداد می شود؛ موسیقی هم از این امر مستثنی نیست و هر پیشرفت و دستاورد جدیدی در زمینه تکنولوژی بااستقبال و کنکاشِ آهنگسازان و نوازندگان روبرو می شود. امروزه به کمک تکنیکهای ضبط ، هر نوع موسیقی بلافاصله در دسترس جهانیان قرار می گیرد؛ اما این امر باعث کاهش نیاز برای شنیدن انواع مختلف آلات موسیقی و  اجرای زندة آنها   نگشته است.     

 موسیقی چیست؟

در پاسخ به پرسش “موسیقی چیست؟” با جوابهای مختلفی روبرو می شویم. برخی سعی می کنند جوابهای علمی تری دهند و می گویند موسیقی توالی امواج صوتی است. در این صورت صدایی که در نتیجه خراش تخته سیاه با سر انگشتان دست پدید می آید را نیز باید موسیقی دانست در صورتیکه کسی چنین صدایی را موسیقی قلمداد نمی کند.

پدید آوردن موسیقی فقط در قلمرو دست بشر نیست. بسیاری از حیوانات از جمله نهنگ و پرندگان برای برقراری ارتباط از موسیقی استفاده می کنند. آهنگساز فرانسوی، اولیور مِسیان از موسیقی طبیعت بهره می جست. او برای آوا نویسی آواز پرندگان به حومه شهر می رفت و تقریبأ نت به نت آن را در آثار ارکسترال و موسیقی پیانویی خود بکار می گرفت.آهنگساز آمریکایی، جان کیج معتقد بود اصوات مکانیکی پس زمینه زندگی روزمرة ما هم خود نوعی موسیقی هستند و آهنگسازان دیگری هم با استفاده از اشیاء گوناگونی که در زندگی روزمره ما بکار می روند به عنوان” آلات موسیقی” آثاری خلق کرده اند.

تفاوت میان موسیقی پاپ و کلاسیک

شاید پرسش آسان تر این باشد که ” چه چیز اصلأ موسیقی نیست؟” البته باز هم پاسخها متفاوت خواهد بود. برخی اصواتی را گروه موسیقی  ِهوی متال راک می سازد موسیقی می دانند و برخی دیگر آن را فقط یک سری اصوات بسیار تقویت شده می پندارند. در حالیکه موسیقی راک دهة 1950 و 60  از جمله ترانه های بادی هولی، جری لی لوئیس، بیتل ها و یا رولینگ استون با ستایش فراوانی از جانب طرفداران جوان آن دوره روبرو می شد؛ پدر و مادرهای آنها این موسیقی را فقط یک سری اصوات غیر قابل تحمل توصیف می کردند. خیلی از هم دوره های برلیوز از “روزهای خوب گذشته”  باخ یاد می کنند؛ در حالیکه دوستداران موسیقی در اوایل قرن بیستم در مواجه با آثار تکان دهندة  استراوینسکی آنچنان تحت تاثیر قرار نگرفتند.

هنگامیکه از آندره پریوین راجع به تفاوت میان موسیقی پاپ و کلاسیک سوال شد، او در جواب گفت: ستایش یک قطعة موسیقی به میزان زیادی بستگی به تربیت وفرهنگ شنودگان اثر دارد. برای کسانیکه در غرب متولد شده اند، موسیقی مشرق زمین رمزآلود است و به دلیل وجود اصطلاحات نا آشنا، گاهی گوش دادن به آن با مشکلاتی همراه است. البته زمانی که محتوای چنین موسیقی درک شود و همچنین غربیها هم پیش فرضهای خود را در مورد قوانین موسیقی کنار بگذارند این موسیقی هم قابل فهم خواهد شد. حتی بدون فهم کلام نیز تمام موسیقی ها از قدرت تاثیر گذاری بر احساسات آدمی برخوردارند.

گوش دادن به موسیقی

یک تجربة روان- تنی است که همگام با ارتقاء آرامش و تعادل، در ایجاد اطمینان قلبی و رضایتمندی در عمق وجود انسان نقش مهمی ایفا می کند. خیلی از انسانها بدون آن احساس خلاء خواهند کرد. برای یافتن پاسخ، نیازی نیست وارد فلسفة موسیقی وبحث های علمی آن شویم؛ فقط کافی است به درون و اعماق وجود خود جاییکه موسیقی از آن نشأت می گیرد رجوع کنیم.

اولین آلات موسیقی چیست؟

موسیقی صدایی است برخاسته از  قوانین جهانی.

آلات موسیقی و  داستان پیدایش آنها همیشه بخشی از  تاریخ بشر بوده است. در اصل داستان موسیقی با داستان تاریخ بشر آغاز می گردد. موسیقی یا اصوات در بطن تمامی ادیان وجود دارد. هنگامیکه انسانهای بدوی  بر یک  تکه سنگ یا پوست ضربه می زدند و یا در استخوانی قدیمی و یا شاخه میان تهی درختی می دمیدند، می پنداشتند صدایی که می شنوند صدای آن شیء است. بنابراین تصور می کردند با برانگیختن صدای این اشیاء می توانند با بخش نامرئی طبیعتی که در آن زندگی می کنند رابطه برقرار کنند.

بیان زمان به صورت ریتمیک، توسط نوعی ابزار موسیقی به زمانی خیلی پیشتر از ساخت یک آلت موسیقی واقعی بر می گردد. هر شیءی که انسانهای اولیه به منظور آواز خواندن و یا رقصیدن انتخاب می کردند، می توانست نوعی آلت موسیقی محسوب شود. نخستین ابزارهایی که  اختصاصاً  به عنوان آلت موسیقی خلق شدند با روند بسیار کندی تکامل یافتند و تقریباٌ تغییر یافتة وسایلی بودند که برای استفاده های دیگر ساخته شده بودند.(مثل طبل قابلمه ای).آلات موسیقی ابزار اصلی کارِ موسیقی است. این ابزار خصوصیات آکوستیک طبیعت را به اهداف هنری موسیقایی تبدیل می کنند. آلت موسیقی و موسیقی دان از هم جدایی ناپذیرند. در دستان یک نوازنده تازه کار، ویولن ساخت استرادیواری شاید صدای نواختن بر تکه چوبی را دهد و بالاعکس یک نوازنده زبر دست می تواند از یک ویولن بدساخت نغمه های آسمانی  خلق کند.

صدف حلزونی امروزه نیز به عنوان آلت موسیقی در چین بکار می رود. در برخی معابد برای اعلام شروع مناجات در صدف می دمند. در دهانة صدف زبانه ای از جنس بامبو تعبیه شده است.

بدیهی است اولین نغمه های بشر ناشناخته اند. پیشرفت موسیقی به هزاران سال قبل از اختراع خط باز می گردد. هیچکس نمی داند انسانهای نئاندرتال و اولیه از چه اصواتی لذت می بردند. قطعاً اولین آلت موسیقی حنجرة انسان بوده است. مناجات های مذهبی احتمالاً با دست زدن  و یا پا کوبیدن های ریتمیک همراه بوده است. البته چنین مراسمی می توانسته با ضربه زدن هایِ شیءی مانند تکه چوب و یا سنگی همراه باشد که به نوبت صدای بلندتر  یا متفاوت تری ایجاد می کرد.

مترجم : نگین زمردی_مرجان ورهرامی

از مقدمه ی کتاب دایره المعارف موسیقی (مکث وید_ وندی تامسون)

the encyclopedia of music_Max wade/Wendy Thompson