موسیقی فادو ، موسیقی فولک پرتغال | گذر موسیقی

موسیقی فادو موسیقی فولک شهرنشینان پرتغال

یکی از سبک های موسیقی که اغلب با موسیقی فلامینکو اشتباه گرفته میشود ” فادو ” موسیقی کشور پرتغال می باشد
موسیقی فولک شهرنشینان پرتغال در ستایش دریا، حسرت ، غم و غصه و زندگی میان فقرا است.فادو یا آواز محزون پرتغالی که گیتار پرتغالی همراهی اش میکند، ریشه های عمیقی در منطقه ی بندری لیسیون و سنت ریشه داری در شهر دانشگاهی کویمبرا دارد.
فادو فرمی موسیقیایی است که ویژگی با ارزش نغمه ها و ترانه های محزون است و در کنار اشعار پرتغالی و بالاد های بومی موسوم به مُجینا ، عناصری از موسیقی برزیل و شمال افریقا را در خود دارد.
موسيقى فادو يكى از اساسيترين ويژگيهاى كشور پرتغال است و بيان كننده حسن درونى، روح و جان. فادو تا به امروز معروفترين، خالصترين و پاكترين عنصر فرهنگ مردمى پرتغال محسوب ميشود. فادو غم انگيز است بى آنكه احساس شوربختى كند.
ريشه هاى موسيقى فادو تا به امروز نامشخص است. عقيده موسيقى شناسها دراينباره نظرات متفاوتى دارند و اصل فادو را عربى، آفريقائى و يا برزيلى ميدانند. بعضى از آنها هم متعقدند كه ميان فادو و ترانه هائى كه دريانوردها ميخوانده و ميخوانند، رابطه ى مستقيمى وجود دارد. در هر حال، فادو زائيده دل مردم است و معمولا در قديميترين و فقيرترين محله هاست كه ترانه هاى فادو خوانده ميشوند.
خواننده فادو، غالبا لباس تيره رنگ به تن دارد، از شهرش و از تلخيهاى زندگيش ميخواند و ترانه هايش گاهى هم رنگ و بوى اجتماعى و سياسى دارند. اسم فادو از كلمه لاتينى فاتوم ريشه ميگيرد كه معنى آن، سرنوشت است، سرنوشت ملتى كه رقم خورده و غيرقابل تغيير است. ميگويند كه فادو به اين علت آواز و موسيقى پرتغال است، زيرا نحوى خواندن آن به گونه اى باور مردم اين كشور به سرنوشت را نمايان ميكند. سرنوشتى كه به سراغ انسان ميايد و از آن راه گريزى نيست.
تمامى مردم پرتغال و بسيارى از موسيقى شناسهاى پرتغال، آماليا رودريگش را بزرگ بانوى موسيقى فادو ميدانند. او آينه روح بسيارى و پرتغاليها بود و زندگى هنرى پرفراز و نشيبى داشت. اين خواننده محبوب در روز ششم ماه اكتبر سال ۱۹۹۹ درگذشت، اما هنوز هم در دل مردم پرتغال زنده است و سمبل پايدار ترانه اى مشهور به نام “ليسبون، سرنوشت تو چيست؟”

تغییر تحول در موسیقی فادو
فادو هم چون ساير سبكهاى موسيقى دچار تغيير و تحول شده است. از دهه نود تا به حال نسلى جديد از خوانندگانى توانا، موفق شده است به اين موسيقى سنتى، رنگ و شكلى تازه ببخشد. ترانه هاى جديد فادو نسبت به گذشته يكدست تر و سبكبالترند، بى آنكه اصالت خود را از دست داده باشند.
يكى از خوانندگانى كه در جهانى كردن فادو نقش مهمى داشته، ميسيا است كه خود بزرگ شده در خانواده اى هنرمند است. مادرش كه اهل اسپانياست، بالرين بوده و مادربزرگش هم هنرمند نمايشهاى واريته. ريشه پرتغالى ميسيا از طرف پدرش است.ميسيا اگرچه متولد شهر بندرى پورتو واقع در شمال پرتغال است، اما در اسپانيا بزرگ شده و از جمله در مادريد در هنرهاى نمايشى و به ويژه موسيقى فعاليتهاى گوناگونى داشته و تجربه هاى مختلقى كسب كرده است. بعد از زندگى و فعاليت هنريش در اسپانيا راهى ليسبون پايتخت پرتغال و يكى از مراكز مهم موسيقى فادو شده و سعى ميكند، به اين موسيقى چهره اى تازه ببخشد.

خود او دراينباره ميگويد: ”فادو يادگار نسلهاى پيشين است و در معرض پوسيدگى و زوال بود. تنها براى خاطر و جلب جهانگردان بود كه بعضيها دست به نوآورى ميزدند. اما اين چيزيست كه باب ميل و خواست من نيست. قصد من اين بود كه در موسيقى فادو نوآورى كنم و به ويژه با مضمونهاى ادبى تازه آنرا پر و غنى كنم، نه آنكه فقط از وادع، درد و افسرگى بخوانم.”
ميسيا ، اين ستاره نسل جديد موسيقى فادو تكيه خاصى به ريشه هاى فادو داره كه به Saudade معرف است. اين كلمه به معنى بيقرارى و اشتياقيست كه در وجود پرتغاليها لانه كرده. ميسيا ميكوشد، فادو را با نوشته هاى ادباى بزرگ پرتغال پيوند دهد و بدين ترتيب، اين موسيقى را از غبار و كهنگى گذشته پاك كند. ميسيا در اجراى ترانه ها هم نوآورى كرده و دركنار گيتار پرتغالى كه ۶ جفت سيم دارد، از گيتار اسپانيائى و از گيتار باس، و همچنين ويلون، آكاردئون و پيانو استفاده ميكند.در سبك ديگرى از فادو، سرنوشت نقشى كليدى بازى ميكند. كريشتينا برانكو ، يكى ديگر از خوانندگان نسل جوان موسيقى فادو در مصاحبه اى ميگويد: ”فادو يعنى سرنوشت و سرنوشت هم يعنى زندگى تو با تمام فراز و نشيبهايش. من سعى ميكنم در ترانه هايم هم لحظات تلخ را بر زبان بياورم و هم لحظات خوشبختى را، چرا كه هردوى اينها جزئى از زندگى هستند.”

 

 

 

موسیقی برزیلی چگونه شکل گرفت | موسیقی ملل

موسیقی و ریتم های برزیلی

چشم انداز موسیقی برزیل یکی از سرزنده ترین دورنماهای موسیقیایی جهان است. موسیقی این سرزمین از فرهنگ فولک بومی تاثیر گرفته و با هم آمیزی با موسیقی آفریقا و اروپا،زبان موسیقیایی منحصر به فردی پدید آورده است. از دهه ی 1960 ریتم های سامبا و بوسانووا موسیقیدان ها و مخاطبان بسیاری را در سراسر جهان محسور کرده است.
موسیقی بخش جدایی ناپذیر زندگی روزمره ی مردم برزیل است.در کافه ها،سالن های کنسرت،میادین ورزشی، و کارناوال های سالانه مادی گِرا که در سراسر این کشور برپا میشود، نوای موسیقی به گوش می رسد. ریتم در کانون موسیقی برزیل قرار دارد، به خصوص استفاده از سنکوپ که در آن تاکید در صدا ناگهان جا به جا می شود و ریتم ضعیف با تاکید بیشتر و ریتم قوی با تاکید کمتر اجرا می شود.
این تمهید که متاثر از ریتم های مغرنج طبل کوبی های آفریقایی است، به موسیقی برزیلی چنان تاثیر وسوسه انگیزی میدهد که هر کسی را به رقص وا میدارد.
در موسیقی سنتی برزیل موسیقی و رقص درهم تنیده اند.
برای مثال، واژه ی سامبا به معنای رقص است که یک سبک موسیقیایی و یک ریتم محسوب میشود.
فرهنگ های مردم پسند و فولک در هم آمیخته شده اند و واریاسیون های سبک های موسیقیایی محلی در کنار گونه های شهری بقا یافته اند.
شورُو، قدیمی ترین و محبوب ترین سبک موسیقی سازی شهری است که اغلب “شورینیو” (گریه یا زاری کوتاه) نامیده میشود.این نوع موسیقی که ریتم های آفریقایی را با ژانرهای رقس اروپایی در هم آمیخته ابتدا حدود 1870 در ریودوژانیرو پدیدار شد.
در این سال گروه هایی از آوازه خوان ها رقص ها و آواز های خیال انگیز ی در خیابان ها اجرا کردند.
شورُو، برخلاف نامش معمولا شاد، تند و استادانه است و بداهه نوازی های گیرایی دارد. بر طبق سنت شورو یک تریو است متشل فلوت،گیتار و کاواکینو که یک ساز کوچک چهارسیمی است. هر چند دسته های همنواز امروزی اغلب یک ماندولین، کلارینت، ساز برنجی و یک قطعه ی ریتمی گیتار بیس و دایره زنگی پاندریو به آن می افزایند.
سامبا و بوسانووا
سامبا ابتدا در مناطق روستایی به عنوان یک رقص فولک دونفره سربرآورد.اما امروزه رقصی شهری و مشهورترین فرم موسیقیایی در برزیل و پرطرفدار ترین در شهر های شرقی نظیر ریودوژانیرو،سائوپولو، و سالوادور است.ملودی های راحت و خواندنی اغلب در قالب هارمونی های ساده نواخته می شود، به همراه خطاب و پاسخ میان سولیست و گروه نواندگان غنایی.
این رفت و برگشت که در یک همنوایی ریتم را سنکوپ دار کرده توسط مجموعه ی دقیقی از ساز های کوبه ای مرتبط با سامبا آوا سازی میکند. این مجموعه ی ساز ها عبارتند از بریمبائو(یک ساز تک سیمی کمانه ای) تامبورین و پاندریو(نوعی دایره زنگی) سوردُو(درام بیس برزیلی) تیمبا و کایشا(درامز) آگوگو(نوعی زنگ دوتایی)و هِکو هِکو گانزا(جغجغه) و شوکالو(همزن).

موسیقی مینیمال چیست | گذر موسیقی

موسیقی مینیمال 

موسیقی مینیمال و هنر مینیمالیسم هنر حداقل گرایی است. هنری که با حداقل عنصرهای هنری تشکیل می شود.در موسیقی سبک مینیمالیسم عنصر تکرار نقش اساسی ایفا میکند و علاوه بر این لایه لایه بودن خط های ملودی و به مرور اضافه شدن در همان خط های ملودی حائز اهمیت است. خواستگاه این نوع موسیقی کشور امریکا بوده که اهنگسازان نامداری در سرتا سر دنیا در این سبک فعالیت میکنند. امروزه زندگی ها به سمت ساده زیستی و کم کردن مصرف گرایی پیش میرود. این روزها تجمل گرایی و مصرف گرا بودن هزینه های زیادی را در پیش خواهد داشت  سبک مینیمال علاوه بر سبک هنری یک سبک زندگی نیز هست که ارامش و سلامت این زمین را نیز تضمین میکند . برای دنبال رو بودن این سبک نیاز به تحمل هیچ سختی نیست و فقط ملزم استفاده از وسایل مورد نیاز برای زندگی هست و نه چیزی فراتر و همانطور که این سبک هنری بسیار ارزشمند و ارامش بخش و زیبا است این سبک زندگی نیز گزینه های گفته شده را در بر دارد.

موسیقی مینیمالیست چیست؟

موسیقی مینیمال ، سبک یا تکنیکی از موسیقی است که از دهه 1960 از مرکز شهر نیویورک سرچشمه می گیرد و با تمرکز بر فرایندهای داخلی موسیقی ، فاقد اهداف ، بیانگر رویکرد جدیدی در فعالیت گوش دادن به موسیقی است و همچنین فاقد حرکت به سمت آن اهداف. آهنگساز و منتقد موسیقی تام جانسون نوشت: “ایده مینیمالیسم بسیار بزرگتر از آن است که بسیاری از مردم تصور می کنند. این موسیقی به طور تعریف شامل هر موسیقی است که با مواد محدود یا حداقل کار می کند: قطعاتی که فقط از چند نت استفاده می کنند ، قطعاتی که فقط از چند کلمه متن استفاده می کنند یا قطعاتی که برای سازهای بسیار محدود استفاده شده اند. این شامل قطعاتی است که برای مدت زمان طولانی یک صدای اساسی را حفظ می کند. این شامل قطعاتی است که منحصراً از ضبط رودخانه ها و جویبارها ساخته شده اند. این شامل قطعاتی است که در محافل بی پایان حرکت می کنند. و شامل قطعاتی است که دیواری بی صدا از ساکسیفون را ایجاد می کند. شامل قطعاتی است که انتقال آنها به تدریج از یک نوع موسیقی به نوع دیگر بسیار طولانی است.

از ویژگی های برجسته این تکنیک می توان به پالس ثابت ، ایستایی یا تحول تدریجی و اغلب تکرار عبارات موسیقی یا واحدهای کوچکتر مانند شکل ها ، نقوش ملودی . ریتمیک اشاره کرد. آهنگسازی موسیقی مینیمال به شدت به تکنیک های فرآیند متکی است و از قوانین سختگیرانه ای پیروی می کند ، معموالً با استفاده از اصطالح موسیقی فرآیندی توصیف می شود. در موسیقی کلاسیک از نیمه دوم قرن بیستم ، اصطالح موسیقی مینیمال برای بیان سبکی از موسیقی با ویژگی های زیر استفاده می شود: 1 –محدودیت داده های خروجی موسیقی 2 –تکرار الگوی ملودیک و ریتمیک کوتاه ، از عناصر اساسی ، با حداقل تغییرات ، به طوری که تغییرات کوچک به سختی قابل توجه است. 3 –تاکید بر هماهنگی هم خوان 4 –سرعت ثابت

دینامیک در موسیقی مینیمالیستی معمولا ثابت است (قوی در کل ، یا در کل ضعیف است)، یا در یک روند واحد قرار دارد (در کل از صدای ارام به قوی یا برعکس پیش میرود).

با محدود کردن تعداد عناصر اساسی موسیقی، فرآیند ساخت موسیقی مینیمال به خودی خود شروع می شود. اصول موسیقی حداقل از موسیقی آفریقای غربی و موسیقی هند گرفته شده است. موسیقی مینیمال ، بیشتر بر پیشرفت تدریجی و توسعه الگوهای موسیقی ترجیحاً مبهم تمرکز میکند ،تا هرگونه پیشرفت آنچه که به طور سنتی “ملودی” یا بطور کلی “خط ملودی” نامیده می شود . چند تکنیک اساسی وجود دارد که به اصطالح مینیمالیسم را در موسیقی مشخص می کند. همه مینیمالیست ها یا پست مینیمالیست ها از همه اینها استفاده نمی کنند و تعدادی از آهنگسازانی که قبلا مینیمالیست خوانده می شدند در طول سالها به طرز چشمگیری تغییر سبک داده اند.

ادامه دارد…

گردآورنده : صدف اصفهانی