تاریخچه ساز پیانو در ایران

اولین-پیانیست-زن-ایرانی-1

اولین پیانو در سال 1805 با محموله ای از هدایا که شامل پرتره ، مبلمان و ساعتهایی بود که توسط ناپلئون بناپارت برای شاه ایرانی ، فتحعلی شاه قاجار ارسال شده بود ، وارد ایران شد. کسی تا آن زمان نه شکل پیانو دیده بود و نه نواخته بود. این پیانو سال های سال، به عنوان یک مبلمان دکراتیو در تالار سلطنتی قرار گرفته بود.

شصت و هفت سال بعد، در سال ۱۸۷۳ ناصرالدین شاه که در سفر پاریس، از یک نمایشگاه پیانو دیدن می کرد، به یاد پیانوئی افتاد که ناپلئون به جدش هدیه کرده بود و همان موقع چهار دستگاه پیانو سفارش داد که یکی دو ماهی بعد به ایران رسید ولی مشکل اصلی همچنان باقی ماند. کسی نبود که بتواند آن را بنوازد. سرانجام طلسم شکست و محمد صادق خان سرورالملک، نوازنده سنتور دربار پشت پیانو نشست. البته آن چه می نواخت به دل نمی نشست. مثل سنتوری صدا می داد که کوک نداشته باشد. از همین جا محمد صادق خان کشف کرد که می شود کوک پیانو را هم مانند سنتور عوض کرد. به هر حال او را باید نخستین نوازنده پیانو در ایران به حساب آورد. او حتی مدتی پیانو نواختن را به دختران ناصرالدین شاه می آموخت. از این تاریخ زندگی پیانو در ایران آغاز می شود.با آمدن لومر فرانسوی که برای سرپرستی موسیقی نظام به ایران آمده بود، راه برای ورود سازهای غربی از جمله پیانو هموار شد. لومر برای نخستین بار آهنگ های روستائی ایران را نیز برای پیانو تنظیم کرد و خود، آن ها را نواخت. می شود گفت که لومر و شاگردان او (غلامرضا مین باشیان، معتمد الدوله یحیائیان و محمود مفخم) از نخستین ترویج کنندگان پیانو نوازی در ایران بوده اند تا آن جا که گروه های موسیقی سنتی که بعدها به وجود آمدند نیز ترغیب شدند پیانو را به کار بگیرند، از جمله درویش خان، موسیقیدان برجسته آن زمان پیانو را نیز وارد ارکستر انجمن اخوت کرد و نواختن آن را به مشیر همایون شهردار سپرد. همراه با پیانو، یک رشته مفاهیم موسیقی بین المللی نیز وارد فرهنگ موسیقائی ایران شد، مثل ارکستر، کنسرت، گام، آکورد، پوزیسیون، رسیتال، آکومپانیمان، سلو، دوئت، اپرت، اپرا و آنتراکت.

نام های ماندگار:

از سوی دیگر کلاس های پیانو شاگردان بسیاری پیدا کرد و در کوتاه مدت، شمار زیادی پیانو نواز ایرانی و بین المللی پرورش یافتند و بعضی از آن ها در سطح جهانی به شهرت رسیدند. از جمله می توان از رافی پتروسیان، کیتی امیر خسروی، تانیا آشوت هارتونیان، امانوئل ملیک اصلانیان، پری برکشلی نام و … برد.دو نفر از تأثیرگذارترین پیانو نوازان در حوزه موسیقی ایران مرتضی محجوبی و جواد معروفی بودند.

تاریخچه و انواع پیانو

WhatsApp Image 2020-11-02 at 12.25.48 PM (2)

پیانو را فردی به نام بارتولومئو کریستو فری در سال ۱۷۰۹ در ایتالیا اختراع کرد. پیش از آن که پیانو اختراع شود از سازی قدیمی به نام هارپسیکورد استفاده می شد.تفاوت اصلی پیانو و سازهای مشابه قبل از اختراع آن این بود که در سازهای قبلی شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربه واردشده بر کلید پیانو، مقداری ثابت بود. اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی ضعیف تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی قوی تر تولید کند. این خصوصیت دلیل مورد توجه قرارگرفتن سریع ساز پیانو توسط آهنگسازان قرن هجدهم میلادی بود.حال در ادامه تاریخچه ساز پیانو میخواهیم ریشه های این ساز را بشناسی

تاریخچه ساز پیانو و ریشه های آن

در ساخت پیانو از سازهای گوناگونی الهام گرفته شد. می‌دانیم که از میان سازهای قبل، هارپسیکورد شبیه‌ترین ساز به پیانو است. هنگامی که سازسازان به فکر ارتقای هارپسیکورد با اضافه کردن مکانیسم اکشن بودند متوجه شدند که برای این کار اساساً، سازی با ساختاری متفاوت با هارپسیکورد لازم است. در کتاب‌های تاریخ پیانو گفته می‌شود درحقیقت آنچه منجر به تولید نخستین پیانوها شد، ایده گرفتن از سازهایی مثل دولسیمیر یا هتبرک بود که در آن‌ها با استفاده از چکش‌هایی که در دست می‌گرفتند به سیم‌ها ضربه می‌زدند و صدا تولید می‌شد. اولین پیانو در سال 1805 با محموله ای از هدایا که شامل پرتره ، مبلمان و ساعتهایی بود که توسط ناپلئون بناپارت برای شاه ایرانی ، فتحعلی شاه قاجار ارسال شده بود ، وارد ایران شد.

انواع پیانو:

پیانو دیواری

پیانو دیواری _ پیانو آکوستیک _ پیانو

پیانو دیواری _ پیانو آکوستیک _ پیانو

نخستین پیانوی دیواری در سال ۱۷۸۰ در اتریش ساخته شد. بیست سال بعد از آن پیانویی دیواری با سیم‌های عمودی در فیلادلفیا ساخته شد. اما چون صدای آن چندان رضایت‌بخش نبود، پذیرفته نشد.در سال ۱۸۲۶ پیانوی دیواری در اروپا با استقبال زیادی روبه‌رو شد، چرا که در این دوره شخصی به‌نام رابرت ورنوم در مکانیسم پیانوی دیواری تغییر و امکانی ایجاد کرد که دقت و کشش صدا را توامان داشت، تکرار را ممکن می‌کرد و به کوچکترین تماس دست با کلاویه‌ها واکنش نشان می‌داد. پس از ورنوم، ایگناس پلیل این امکان را برای پیانوهای دیواری خود به‌کار گرفت و در اروپا به نام پلیل مشهور شد. پلیل و سایر شرکت‌ها در فرانسه ساختن نوع خاصی از پیانوهای دیواری را از سر گرفتند که موفقیت آن‌ها بسیار بیش از پیانوهای چهارگوش بود. آلمانی‌ها در سال ۱۸۳۵ تولید پیانوهای دیواری را آغاز کردند و در حدود ۱۸۶۰ پیانوهای چهارگوش را کنار گذاشتند. آلمان در ساختن پیانوهای دیواری بر فرانسه و همچنین انگلیس پیشی گرفت و پیانوهای دیواری سنگین‌تر و قدرتمندتری ساخت که در آن‌ها هر نت سه سیم داشت و یک صفحه آهنی برای سیم‌های نگه‌دارنده به‌کار می‌رفت. این پیانوها درمقایسه با پیانوهای هم دوره خود صدای بهتری داشت.پیانوهای دیواری در ارتفاع های مختلف, با بدنه های متفاوت و انواع مدل ساخت بدنه وجود دارند که بدون شک مورد توجه شما قرار می گیرند. ارتفاع پیانو دیواری چه چرخ داشته باشد چه نداشته باشد از کف زمین تا بالای آن اندازه گیری می شود.دلیل این امر بیشتر به این خاطر است که عرض و معمولاً عمق پیانو ها با کمی تفاوت یکسان است و این ارتفاع ساز است که در حجم بدنه پیانو تاثیر بیشتری را می گذارد، هرچه ارتفاع بیشتر باشد پیانو حجم صوتی بیشتری دارد. حجم صوتی ارتباطی به رنگ یا شفاف و مات بودن صدا ندارد و صرفآ صدای حاصله از این پیانو قوی تر خواهد بود. چرا که پیانو بلند علاوه بر آنکه سیم های  طولانی تری دارد صفحه صدای بزرگتری نیز دارد که باعث تولید صدای قوی تر می گردد

پیانو اسپینت

246px-Teaserbox_46075861

پیانوهای اسپینت معمولاً از کوتاه ترین و ارزانترین نوع پیانوهای دیواری هستند. ارتفاع این پیانوها از حدود ۹۰ سانتیمتر و حداکثر تا ۱۰۰ سانتیمتر ادامه دارد. جعبه صدای آنها کوچک و سیستم انتقال نیرو (Action) آنها ساده ترین شکل خود را دارد. به همین علت، اغلب قیمت مناسبی دارند و برای هنرجویان مبتدی ای که معلوم نیست در آینده نوازندگی را ادامه دهند بسیار مناسب است. فاصله سطح کیبورد تا بلندترین قسمت این پیانوها بسیار کم بوده و حداکثر حدود ۲۰ سانتیمتر است

پیانوی کنسول

508MHS__53744.1509395324.1280.1280

ارتفاع پیانو کنسول از حدود ۱۰۰ سانتیمتر شروع می شود و تا حدود ۱۱۰ سانتیمتر ادامه پیدا می کند. ساختمان سازه آن ها به صورتی است که بدنه ای بسیار محکم و بادوام دارند و معمولآ در آموزشگاه ها یا مدارس موسیقی و نیز استودیوها برای تمرین (نه معمولآ ضبط) از آنها استفاده می شود. انواع آمریکایی این پیانوها – که در بازار ایران کم هستند – زیبایی خاصی دارند و روی بدنه بیرونی آنها زیاد کار شده است.

پیانوی دیجیتال

yamaha-ydp-144-r-3-800x800

پیانو های دیجیتال از تکنولوژی دیجیتال برای تولید صداها استفاده می کنند و به همین دلیل با پیانو های مکانیکی یا آکوستیک که از سیستم سیم و چکش بهره می گیرند کاملاً متفاوت هستند. صدای این نوع پیانو با الگو برداری از صدای پیانو های آکوستیک درست شده است. به این الگو ها که از همه از روی نت های یک پیانو ساخته شده اند سمپل گفته می شود.این صداها در هنگام نواختن به کمک بلندگوهای پیانو تقویت و پخش می گردد. گرچه سیستم دیجیتال تولید صوت هنوز نتوانسته جایگزین سیستم های آکوستیک که از ارتعاش سیم و انتشار صوت در هوا بهره می گیرند شود ولی این نوع پیانو امروزه به دلیل امکانات و شرایط آسانی که فراهم کرده اند توانسته جایگاه خود را در بازار پر رقابت پیانو تثبیت کرده و نظر بسیاری از کاربران پیانو را به خود جلب کند

پیانوی بزرگ (رویال)

پیانو رویال _ پیانو گرند _ پیانو

پیانو رویال _ پیانو گرند _ پیانو

گراند پیانو یا پیانوی بزرگ که در فارسی گاهی آن را پیانو رویال نامیده اند. در این نوع، سیم ها به صورت افقی قرار گرفته اند و چکشها از زیر به سیم ها ضربه می زنند. این ساز صدای باشکوه و پرطنینی دارد و بیشتر در سالن های کنسرت و ارکسترهای بزرگ استفاده می شود.البته پیانو‌های بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر. ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانو‌های پیشرفته تر استفاده می‌شود

 

روش های مختلف آموزشی موسیقی کودک

poster mosighi kodak

بطور کلی چندین روش به عنوان روشهای آموزش موسیقی کودک در دنیا وجود دارد .تدوین این روشها از ابتدای قرن بیستم ، بنا به ضرورت و نیاز به روشهای موثر و مفید آموزشی، صورت گرفته است. اما همین امر ، وجود آشفتگی و سردرگمی فراوان در امر آموزش موسیقی کودک را بوجود آورده است.

کلودیو مونته سوری Montessori Claudio او به کودک ، به عنوان یک عامل فعال در فرایند آموزشی خود نگاه میکرد و عقیده داشت که فرآگیری کودک امری آزاد است.مونته سوری ،ابتدا صدا ها را دسته بندی نمود و با شیوه های مختلف ، کودکان را آزمود و تمریناتی را در جهت دقیق شنیدن صداها بعنوان برترین نمود آموزش موسیقی پایه ریزی کرد. وی معتقد بود که بسیاری از فعالیتهای صدایی و غیر صدایی باید به آواز خواندن منجر شود. یعنی بچه ها صداهایی را که می شنوند باید بخوانند. نکته مهم دیگری که در روش مونته سوری حائز اهمیت است، حرکات ریتمیک است که باعث پرورش و رشد جسمانی کودک می شود. برای این منظور، با تغییر سرعت در قطعاتی که توسط پیانو می نواخت ، به کودکان می آموخت که چگونه با حرکات بدنی خود به صداهای مختلفی که با سرعتهای متفاوت اجرا می شوند ،عکس العمل نشان دهند

زولتان کدای  Kodaly Zoltánزبانشناس و فیلسوف و آهنگساز مجاری بود که از ملودیهای فولکلور، تأثیر بسیار گرفته است. کودای نسبت به یافتن راه کارهایی مناسب برای حل مشکالت آموزش موسیقی، بسیار عالقه مند بود و نوشتههای موثری در زمینه روشهای تحصیل موسیقی و همچنین یادگیری آهنگسازی برای کودکان از خود به جای گذا شت.

امیل ژاک دالکروز Dalcroze Jacques Emile او اعتقاد داشت که سالهای اولیه زندگی برای گسترش مهارتهای پایه ای موسیقی بسیار مهم و زیر بنایی محسوب می شود و یکی از زیر ساختارهای تعلیم و تربیت باید رشد هوش و شعور موسیقایی کودکان باشد. وی سیستمی را تدوین نمود که اساسی ترین آن بداهه خوانی در سلفژ و سرایش بود. اما در عمل با حرکاتی مواجه شد که خودش آنرا اوریتمیک )Orirytmic )نامگذاری کرد. اوریتمیک در حقیقت یک دوره حرکات بود که کودکان را از طریق حرکات فیزیکی به درک مشخصی از مفاهیم و عناصر موسیقی مثل ملودی، ریتم، هارمونی ، سبک وفرم راهنمائی میکرد. او ذهن و جسم را با هم در آمیخت و روشی بر پایه شکل دادن مفاهیم ذهنی توسط حرکات بدن پایه ریزی کرد. در این روش دست زدن، پریدن، مکالمه، آواز خواندن، قدم زدن، خزیدن، لغزیدن و تلو خوردن بکار گرفته میشود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که در روش دالگروز حرکات فیزیکی میتواند عنصر زیر بنایی موسیقی برای کودکان باشد. پرورش صدای تک تک کودکان، تقویت بداهه پردازی با انواع اصوات از ویژگیهای مهم روش دالکروز میباشد.در مقایسه روش دالکروز و مونته سوری یک نطقه اشتراک وجود دارد و آن هم اهمیت است که آنها برای آواز خواندن قائل بودند. دالکروز می گوید خواندن حتی اگر یک ربع ساعت طول بکشد باید جزء برنامه هر روز کودکان باشد.

کارل ارف Orff Karl این آهنگسازو موسیقیدان آلمانی ، به خاطر ضعف در آموزشهای بنیادین موسیقی تصمیم گرفت »مدرسه موسیقی و ورزش« را بنیانگذاری کند. او تاکید فراوان بر خالقیت و بداهه پردازی داشت. از ویژگیهای مهم روش ارف می توان کاربردهای درمانی آنرا نام برد. بعنوان مثال، با تاکید بر ریتم و هماهنگی گفتار، تاکید بر حرکات بدنی و نواختن ساز، خواندن آواز، که تاثیر مجموعه این فعالیتها در کسانی که مشکل تکلم دارند باعث تحریک و رشد گفتار وحرکات بدنی می شود.در روش ارف برای آموزش ریتم به کودکان از لغات آشنا و مانوس مثل اسامی حیوانات، گلها، اسامی خود بچه ها، اشیاء و حتی لغاتی که فاقد معانی خاص باشد استفاده می شود. او غالبا از ترانه و ملودیهایی استفاده می کرد که بر اساس آوازها و ترانه ها محلی و رایج ملل مختلف، شکل گرفته بود و از آنجا که گردش ملودی در ترانه های محلی و فولکلور بیشتر در گام پنج صدایی )پنتاتونیک( صورت می گیرد تمرینات و آهنگهای مخصوص کودکان را در این گام تنظیم کرد. شایان ذکر است که در ایران به هرآموزش موسیقی کودک ، ارف می گویند که کامال غلط است و این تنها یکی از سیستم های آموزشی موجود میباشد.

سیستم مانهاتان Ville Manhattan روش مانهاتان مانند روش مونته سوری بر مبنای کشف و یافته های شخصی بنا میشود. در این سیستم کودکان هم سن یافته ها و تجربیات شخصی خود را با هم مقایسه میکنند. مثال یک گروه سه یا چهار نفری هر کدام با یک کاغذ مچاله شده، صداهای متفاوتی را ایجاد می کنند و کوک صداهای مختلفی را تجربه کرده تا اینکه به صدای مخصوص خودش برسد. در این روش کار معلم بسیار سخت و پیچیده است . ازجمله فعالیتهایی که توسط مربیان در این مجموعه انجام می گیرد، می توان راهنمایی کودکان برای کشف محیط خود، کاربرد دوباره صداها، بداهه نوازی با اصوات، بازسازی صداهای اطراف مثل تقلید صدای هواپیما، حیوانات، طبیعت و … را نام برد.

مارتینو Martineo اومعتقد بود آموزش موسیقی از »رحم« مادر شکل میگرد و اولین آوازهایی که کودک فرا میگیرد، دربطن مادر است. بنابراین ما از محدوده کودک هم خارج شده به زمان قبل از تولد میرویم؛ و بهترین شرایط اجتماعی، شرایطی است که خانواده به وجود می آورد. درواقع در سیستم ویلمز با دو عامل کودک و خانواده روبرو هستیم. در این روش هیچگونه ساز مخصوص کودکان وجود ندارد ، مگر اینکه کودک خودش آنرا در محیط ، کشف کند. در مرحله بعد می بایست تمام سازهای موجود در اختیار کودک قرار گیرد، تا خودش آنچه را که با روحیاتش سازگار است انتخاب کند.در پایان بررسی شیوه های فوق باید متذکر شد که از اواخر قرن بیستم، تقریبا« در سراسر دنیا هیچ کس به هیچ روشی پایبند نیست ، بلکه هر متخصص موسیقی کودک ،روشی را انتخاب می کند که متناسب با امکانات محیطی ، سن وتوانایی کودکان باشد.

ده تا از بهترین برنامه آیفون و اندرويد برای یادگیری خود آموز موسیقی در دوران قرنطینه :

اميد واريم كه با معرفی بهترین برنامه های در زمينه يادگيري موسيقى به شما کمک کنيم تا تفاوت های ظریف اين رشته را بیاموزید یا در آينده به ستاره بزرگ بعدی در صنعت موسیقی تبدیل شوید

Yousician

yousician _ اپلیکیشن موسیقی _ گذر موسیقی

yousician _ اپلیکیشن موسیقی _ گذر موسیقی

برای داشتن موسیقی خوب ، من به شما توصیه می کنم که با برنامه یوسین  شروع کنید. این برنامه چندین جنبه قابل توجه از جمله پیانو ، گیتار ، وکلئوس ، باس و آواز را پوشش می دهد و می تواند به عنوان یک معلم موسیقی در کمک به شما در تسلط بر ترفندهای تجارت کار کند. احتمالاً بهترین قسمت در مورد این برنامه توانایی اجازه دادن به کاربران برای پخش هزاران آهنگ روی سازهای واقعی است. و با بازخورد فوری در مورد دقت و زمان ، شما را در مسیر خود قرار می دهد.

چه یک مبتدی ، چه متوسط و چه در مرحله پیشرفته یادگیری باشید ، می تواند کاملاً برای شما مفید باشد. از همه مهمتر ، گیم  و بازی که در آن می توانید در یک چالش هفتگی شاخ های خود را با دوستان خود قفل کنید ، لذت زیادی را برای یادگیری به همراه می آورد. بنابراین ، احتمال اینکه سطح بالای شما همچنان به دنبال پیشرفت باشد ، بسیار زیاد است.

Vanido

vanido _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

vanido _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

اگر مایلید با آواز خواندن و بازخورد بصری در زمان واقعی تسلط پیدا کنید ، واندينو می تواند پاسخ درستی به خواسته شما باشد. این برنامه یک تجربه کاملاً شخصی یادگیری موسیقی را همراه با دروس روزانه ارائه می دهد. از آنجا که هر تمرین مبتنی بر هدف است ، می توانید آن را برای بهبود هر یک از جنبه های اصلی مانند صدای سر ، صدای قفسه سینه و انعطاف پذیری تمرین کنید. درست مثل یک معلم خصوصی ، این برنامه نکات مورد نیاز را نیز ارائه می دهد تا بتوانید زمان خود را تقویت کنید و همچنین بفهمید چه زمانی تمایل به بیرون رفتن از زمین دارید. برای ایجاد سرگرمی بیشتر در یادگیری موسیقی ، می توانید اهداف چالش برانگیزی تعیین کنید و برای رسیدن به آنها از خود عقب نشینی کنید. با در نظر گرفتن این ویژگی های قابل توجه ، وانیدو به راحتی می تواند ادعا کند که یک برنامه برتر موسیقی برای اي ا اس است

Piano

piano _ _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

piano _ _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

به نظر می رسد این نرم افزار برای افرادی که تمایل زیادی به پیانو دارند ، یک پلتفرم کاربردی است. با داشتن کاتالوگ عظیمی از آهنگ ها ، شما می توانید آهنگ های مورد علاقه خود را برای پخش از ژانرهای مختلف مانند راک ، پاپ و … انتخاب کنید. با اضافه شدن آهنگ های جدید ، احتمال اینکه همیشه چیزهایی خارج از چارچوب برای امتحان داشته باشید بسیار زیاد است. نه فقط این ، شما حتی می توانید دوستان خود را برای یک دوئل سرگرم کننده دوستانه دعوت کنید و بهترین تلاش خود را برای فرار با عنوان پیانیست آینده بدهید.یکی از مهمترین گزینه های من در این برنامه توانایی پخش آهنگ در سطح دشواری متفاوت از مبتدی ، متوسط و پیشرفته است. بر اساس هدف خود ، می توانید آکورد را با سرعت خود تمرین کرده و موسیقی جالبی ایجاد کنید. هرچه عملکرد شما در اجرا و پخش آهنگ بهتر باشد ، امتیاز بیشتری کسب می کنید.

Read Music

read music _ _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

read music  _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

این برنامه ممکن است بسیار سبک به نظر برسد اما ده ها درس به شما ارائه می دهد که به شما امکان می دهد چندین جنبه اصلی از جمله ریتم ، آهنگ و موارد دیگر را تمرین کنید. از آنجا که هر تمرین اندازه لقمه کوچک است ، حتی اگر  شما زندگی پر مشغله ای داشته باشید ، نیز وقت صرف وقت  برای آن سخت نخواهد بود.

Justin Guitar Beginner Lessons

Justin Guitar Beginner Lessons _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

Justin Guitar Beginner Lessons _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

در این برنامه چیزهای زیادی برای  یادگیری گیتار دوست داشتنی وجود دارد. اول و مهمترین ، این برنامه یک دوره کاملاً ساختاریافته را طراحی کرده است که برای آموزش آکوردهای اساسی گیتار ، الگوهای ضرب و شتم ، الگوهای انتخاب انگشت ، کاپو ، تغییرات آکورد ، مقیاس ها و زبانه های گیتار طراحی شده است. به عنوان یک مبتدی ، این دوره را بسیار مفید است . با راهنمایی جاستین ، مربی گیتار واقعی ، می توانید بیش از 50 درس را بگذرانید.این برنامه با داشتن یک سیستم خودارزیابی ، ارزشیابی پیشرفت در نوازندگی گیتار را بسیار ساده می کند. در مجموعه هزار  آهنگ جذاب و به گوش آشنا را در خود دارد .

Music Theory with Piano Tools

music theory _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

music theory _ اپلیکیشن موسیقی _ آکادمی گذر موسیقی

آیا یادگیری تئوری موسیقی برای شما کمی دشوار است؟ اگر بله ، من به شما توصیه می کنم یک ضربه به برنامه “تئوری موسیقی با ابزار پیانو” بزنید. برنامه متمرکز بر آموزش مفاهیم اصلی موسیقی به روشی سرگرم کننده است. بنابراین ، شما می توانید با آسودگی ذهن خود ، دروس تئوری موسیقی را پشت سر بگذارید. علاوه بر این ، همچنین روش بهتری برای یادگیری مقیاس های اصلی و جزئی و حالت آنها ارائه می دهد. با استفاده از نت ها و فواصل موسیقی به شما کمک می کند تا به راحتی تمرین کنید.

.

و سایر برنامه هایی که  برای یادگیری سلفژ ، نت خوانی و تربیت شنوایی به شما توصیه میکنیم به آنها سری بزنید:

مترجم : نگین زمردی از سایت beebom

آهنگسازان مشهور کلاسیک غربی

یوهان ساسباتیان باخ

 

باخ/یوهان سباستین باخ_آکادمی گذر موسیقی

باخ/یوهان سباستین باخ_آکادمی گذر موسیقی

باخ 1

آهنگسازان و نوازنده ارگ آلمانی بود که آثارش برای دسته آواز، ارکستر و تک‌سازها، تقریباً تمام انواع متفاوت موسیقی دوره باروک را دربرمی‌گیرد و موسیقی آن دوران را به بلوغ خویش رسانده‌است. با وجود اینکه او شکل تازه‌ای را از موسیقی ارائه نکرد، ولی توانست سبکِ شایع در موسیقی آلمان را با فنون کنترپوان، غنی سازد. این فنون، مبنی بر تنظیم چیدمان هارمونیک و موتیف در مقیاس کوچک و بزرگ بود و همچنین سازواری ریتم‌ها و بافت‌های برگرفته از موسیقی کشورهای دیگر چون ایتالیا و فرانسه را شامل می‌شد.لطافت قوی موسیقی باخ و گستردگی حاصل هنر وی، او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین آهنگسازان غرب در سنت تُنال مشهور ساخته‌است. با توجه به عمق معنایی، قوّت فنی و زیبایی هنرمندانه، آثاری چون کنسرتوهای براندنبورگ، سوئیت‌ها و پارتیتاها برای ساز کلاویه‌ای، مس در سی مینور، پاسیون به روایت متای قدیس، پیشکش موسیقایی، هنر فوگ و تعداد فراوانی کانتات که ۲۲۰تا از آنها برجامانده‌است، را می‌توان نام برد. نمونه‌ای از این ویژگی سبک‌گرایانه را در قطعه زیر، در همسرایی «شکوه خداوند هماره در اوج باد» (به آلمانی Ehre sei Gott in der Höhe) از ارتاریوی کریسمس، تصنیف‌شده به سال ۱۷۳۴ طی دوران بلوغ هنری وی، می‌توان مشاهده کرد.

یوهان سباستین باخ عضوی از شگفت‌آورترین تبار موسیقایی تمام اعصار بود. در زمانی بیش از ۲۰۰ سال، خاندان باخ توانست دوازده نوازنده و آهنگساز شایسته و توانا را تربیت نماید. این بازه زمانی دورانی بود که کلیسا، دولت محلی و طبقهٔ اشراف، حمایتی قابل‌توجه از ساخت موسیقی به شکل حرفه‌ای در سرزمین‌های آلمانی‌زبان و بخصوص در بخش‌های غربی تورین‌گن و زاکسن، به عمل می‌آوردند. پدر سباستین، یوهان آمبروزیوس باخ، نوازنده چیره‌دست ویولن، ترومپت‌زن دربار و رهبر دسته نوازندگان شهری در آیزناخ.در ده سالگی پدرو مادرش را از دست داد و به برادر بزرگترش سپرده شد. در ۱۴ سالگی سباستین توانست به همراه دوست و هم‌مدرسه‌ای خود، گئورگ اُرْدمان، برای درس‌خواندن در مدرسه معتبر سنت میکائیل در لونه‌بورگ، کمک‌هزینه تحصیلی دریافت کند.در طول دوران زندگی اش در کلیساهای مختلفی نوازنده بود و به پست های مهمی هم دست یافت.

ویژگی سبک آهنگسازی باخ بر بافت کنترپوآنی، تونیک‌های خطی/پیشروی هارمونیک در دومینانتها و ریتم‌های محرک استوار است که با یکدیگر ترکیب می‌شوند و حسی از پیشروی را بوجود می‌آورند. مانند بسیاری از آهنگسازان دیگر سبک باروک، موسیقی باخ به شکل موتیفی متراکم است؛ الگوهای ملودیک و ریتمیک که در ابتدای یک اثر معرفی می‌شوند، پیوسته به‌وسیله برگشت‌های ملودیک و کنترپوآنی، افزایش و کاهش در حین تکرارها و جوش و خروش و تحرک در نغمه‌ها، تغییر شکل می‌دهند.امروزه «سبکِ باخ» بر تصنیفات موسیقایی، از سرودهای روحانی و آثار مذهبی تا آثار پاپ و راک، تأثیراتی گذاشته‌است. بسیار از تم‌های باخ – بخصوص تم توکاتا و فوگ در ر مینور – مکرراً در آثار موسیقی راک استفاده شده‌اند و محبوبیت قابل توجهی یافته‌اند.

بتهوون

بتهوون _ لودویگ فان بتهوون _ آکادمی گذرموسیقی

بتهوون _ لودویگ فان بتهوون _ آکادمی گذرموسیقی

در شهر بنِ آلمان متولّد شد. پدرش، یوهان وان بتهوون، اهل هلند بود و مادرش ماگدالِنا کِوِریچ تبار اسلاو داشت. این خانواده صاحب هفت فرزندشد که چهارتن از آنان در کودکی در گذشتند. اولین معلّم موسیقی بتهوون پدرش بود. پدرش یکی از موسیقی‌دانان دربار بن بود. او مردی الکلی بود که سعی می‌کرد بتهوون را به‌زورِ کتک به‌عنوان کودکی اعجوبه همانند موتزارت به نمایش بگذارد. هرچند استعداد بتهوون به‌زودی بر همگان آشکار شد. بعد از آن، بتهوون تحت آموزش کریستین  نیفه قرار گرفت.همچنین بتهوون تحت حمایت مالی شاهزاده اِلِکتور (همان درباری که پدرش در آن کار می‌کرد) قرار گرفت.بتهوون در ۱۷سالگی مادر خود را از دست داد و با درآمد اندکی که از دربار می‌گرفت، مسئولیّت دو برادر کوچک‌ترش را بر عهده داشت .بتهوون در سال ۱۷۹۲ به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش ژوزف هایدن قرار گرفت؛ ولی هایدنِ پیر در آن زمان در اوج شهرت بودو به قدری گرفتار، که زمان بسیار کمی را می‌توانست صرف بتهوون بکند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلبرشتس‌برگر معرّفی کرد.

 

از سال ۱۷۹۴ بتهوون به صورت جدّی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کردو به سرعت به عنوان نوازنده چیره‌دست پیانو و نیز کم‌کم به عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد بتهوون بالاخره شیوه زندگی خود را انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه داد: به جای کار برای کلیسا یا دربار (کاری که اکثر موسیقی دانان پیش از او می‌کردند) به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از برگزاری اجراهای عمومی و فروش آثارشو نیز دستمزدی که عدّه‌ای از اشراف که به توانایی او پی برده‌بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کردزندگی او به عنوان موسیقی دان به سه دوره «آغازی»، «میانی»، و «پایانی» تقسیم می‌شود

بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و با آنان به تلخی برخورد می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. لباسهایش اغلب کثیف و به‌هم‌ریخته بود. در آپارتمانهای بسیار به‌هم‌ریخته زندگی می‌کرد. بسیار تغییر مکان می‌داد. طی ۳۵ سال زندگی در وین، حدود چهل بار مکان زندگی‌اش را تغییر داد. در معامله با ناشران همیشه بی‌دقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت  [ویرایش]بسیاری معتقدند موسیقی بتهوون بازتاب زندگی شخصیِ اوست که در اکثر اوقات تجسمی از نبرد و نزاع همراه با پیروزی است. مصداق این توصیف را می‌توان در اکثر شاهکارهای بتهوون، که بعد از یک دشواری سخت در زندگی‌اش پدید آمدند، یافت. او در سال ۱۸۰۲ وصیت‌نامه‌ای خطاب به دو برادرش نوشت که به وصیتنامه هایلیگِنْشتاد معروف است. پس از واقعه هایلیگنشتاد و غلبه بر یأسش از ۱۸۰۳ تا ۱۸۰۴ سمفونی عظیم شماره ۳ خود به نام اروئیکا را که نقطه تحول در تاریخ موسیقی است، تصنیف کرد. طی مبارزه چندساله‌اش برای قیمومیت برادرزاده‌اش، کارل، بتهوون کمتر آهنگ ساخت، ووینی‌ها شروع به زمزمه کردند که کار او تمام است. بتهوون، که شایعات را شنیده‌بود، گفت: «کمی صبر کنید، به‌زودی چیزی متفاوت خواهید فهمید» و اینطور هم شد. بعد از ۱۸۱۸ مسائل داخلیِ زندگی بتهوون مانع از انفجار خلاقیت او نشد و بعضی از بزرگ‌ترین آثارش: سمفونی شماره ۹، آخرین سوناتهای پیانو و آخرین کوارتتهای زهی را به وجود آورد. او از سال ۱۸۰۰ به ناشنوایی تدریجیِ خود پی برد. برای یک آهنگساز و نوازنده هیج اتفاقی نمی‌تواند ناگوارتر از ناشنوایی باشد، اما حتی آن هم نتوانست مانعی جدی برای بتهوون باشد. آخرین کارهای او شگفتی خاصی دارند، و بسیاری آن‌ها را مملو از معانی مرموز و ناشناخته به شمار می‌آورند. بتهوون را بزرگ‌ترین هنرمند تاریخ موسیقی و پیانو می‌دانند.بتهوون از سلامت کمی برخوردار بود، زمانی درد شکم شروع به آزار دادنش کرد. اما علاوه بر این مشکلات جسمی، او درگیر چندین مشکل روحی نیز بود، که ناکامی در یک‌سری روابط عشقی از جمله آن‌ها بود. در سال ۱۸۲۶ سلامت وی به شدت وخیم شده بود، تا اینکه یک سال بعد در ۲۶ مارس ۱۸۲۷ از دنیا رفت. در آن زمان تصور می‌شد مرگش به دلیل مرض کبد بوده‌است، اما تحقیقات اخیر بر اساس دسته‌ای از موهای بتهوون، که پس از مرگش باقی مانده، نشان می‌دهد که مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ نابهنگام وی ‌بوده‌است .

فردریک شوپن

download

“بعد از نواختن آثار شوپن، احساس کردم از گناهانی که تا به حال مرتکب نشده ام، پاک شده ام و برای غمی سوگواری کردم که به من تعلق ندا شته است.”      اسکار وایلد( منتقد و هنرمند)

شوپن یک هنرمند رمانتیک را به بهترین شکل به تصویر کشید: سرخورده ،دمدمی مزاج، با استعداد و محکوم به مرگی زودرس. وی در اثر بیماری سل درگذشت. او همانند پاگانینی هم یک آهنگساز بود، هم یک نوازنده، البته کنسرتهایی که اجرا کرد خیلی محدود بودند. با انتخاب پیانو برای قطعات آهنگسازی اش باعث شد پیانو یکی از محبوبترین و مردمی ترین سازها شود. او همچنین نقش مهمی در اولین اقدامات ملی گرایانه داشت و بسیار تحت تاثیر موسیقی محلی کشورش، لهستان بود. شوپن در خانواده ای فرانسوی- لهستانی به دنیا آمد و قبل از سن هشت سالگی آغاز به آهنگسازی نمود و در مجامع عمومی به عنوان یک پیانست ظاهر شد. او مدرسه را ترک گفت و در کنسرواتوار ورشو ثبت نام کرد جاییکه  با جدیت و مشتاقانه به آهنگسازی پرداخت. بعد از سه سال، فارغ التحصیل شد وتصمیم گرفت برای کسب موفقیت بیشتر به خارج از کشورش برود. در وین دو نمونه کار های پیانویی اش از جمله مجموعه واریاسیونهایش را به اجرای عموم درآورد که با انتشار این کارها رابرت شومان تبریکات خود به شوپن را در کلماتی جاودانه ابراز کرد :” تحسین برانگیز، باوقار و نابغه “.

تم های لهستانی : شوپن که قصد داشت به زودی به کنسرتهای دور اروپا برود دوباره به ورشو بازگشت ولی این کنسرتها به دلیل موقیتهای سیاسی نابسامان آن دوره، دائما به تاخیر افتاد. در این میان، او عاشق زنی (بنام ژرژ ساند) شد.  وی هنگامیکه در ورشو اوقات خود را میگذراند، بصورت همزمان روی دو کنسرتو پیانو کار میکرد . او از ابتدای جوانیش همیشه مجذوب ریتم ها و ملودیهای سرزنده و شاد محلی لهستانی بود و بخشهای پایانی هر دو کنسرتو بطور عمیقی تحت تاثیر رقصهای لهستانی، بخصوص “مازورکا”  بودند.

کلود دبوسی

دبوسی _ کلود دبوسی _ آکادمی گذرموسیقی

دبوسی _ کلود دبوسی _ آکادمی گذرموسیقی

“موسیقی اش بر نوک سوزن “   فرانک سزار

از اواخر دوران باروک جریان اصلی موسیقی غرب به طور عمیقی ریشه در موسیقی آلمانی و اتریشی داشت. تا اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم، موسیقی ای که از باخ تا مالر منشعب می شد، در بر گیرنده آهنگسازانی از هر گوشه جهان از جمله روسیه، مجارستان، انگلیس، اسکاندیناوی و آمریکا بود. تا اینکه مردی فرانسوی به نام کلود دبوسی، موسیقی انحصاری آلمان را در هم شکست .او با موسیقی منحصربفرد وهوشمندانه اش موسیقی فرانسه را دوباره زنده کرد و یک صدای جدید جهانی را برای قرن بیستم به ارمغان آورد. موسیقی او رابطة رمزآلود بین طبیعت و تصورات انسانی را فاش میکرد.

 

دبوسی  ،صدای جهانی منحصر بفرد او دری به قرن جدید گشود.در کنار دخترش چوچو . گ و در این هنگام دبوسی به شدت از بیماری سرطان رنج می برد.

زندگی دبوسی در پاریس متمرکز بود. شهری که بسرعت به قطب فرهنگی اروپا تبدیل می شد. او در حومه شهر پاریس (سنت جرمن لی)جایی که والدینش یک مغازه چینی را اداره میکردند، متولد شد. دبوسی جوان همراه برادر و خواهر هایش اغلب به خانه عمه شان در شهر کن میرفتند و در آنجا دبوسی شروع به یادگیری پیانو زیر نظر شاگرد قدیم شوپن نمود. او وارد کنسرواتوار پاریس شد که البته معلم خود را بخاطر هارمونی و بداهه نوازی های تجربی اش دلسر کرد.او بر خلاف تمایلات ضد ارتودوکسی خود، جایزه رم را بخاطر کانتاتای” لفانت پرادیگ” دریافت کرد. با این حال اقامت موقت در رم برایش جالب و رضایت بخش نبود و به پاریس بازگشت و رابطه ای عاشقانه با زنی متأهّل بر قرار کرد. در همان سال او سرمست موسیقی واگنر شد و یک سال بعد. به بیروت رفت. اگر چه دبوسی موسیقی واگنر را چنین توصیف کرد :”غروبی زیبا که به جای یک طلوع اشتباه گرفته شده است.” ولی در تمام طول عمر خود مجذوب موسیقی او بود. او حتی بر روی اپراهای واگنر آغاز به کار نمود ولی زمانی که احساس کرد موسیقی خودش نیاز به انعطاف و تطبیق بیشتری با رویاهایش دارد آن را رها کرد.

امپرسیونیسم

دبوسی دریا

تصویر بالا به نام “موج بزگ کاناگوا” توسط نقاشی ژاپنی به نام کات سوشیکا هوکوسایی(شده است. این نقاشی الهام بخش سمفونی “دریا” دبوسی شد.دبوسی از شاعران نمادپرداز(سمبولیک) الهام میگرفت. از جمله این شاعران ورلین بود که ابیات شعرهایش را با حساسیت و ظرافت زیادی کنار هم قرار می داد. او در همین زمان بر اساس گام تمام پرده که دیگر هیچ نوتی در آن محوریت نداشت تجربه ای تازه از صدا دهی پیانو را امتحان کرد. در میان اولین کارهایش برای پیانو دو کار مطرح یکی آرابسک و دیگری سوئت کوچکی برای دوئت پیانو بود. وقتیکه دبوسی موسیقی کامالان را شنید تحت تاثیر عمیقی قرار گرفت.

 

بلا بارتوک

بلا بارتوک _ بارتوک _ آکادمی گذرموسیقی

بلا بارتوک _ بارتوک _ آکادمی گذرموسیقی

آهنگسازی که موسیقی‌اش به روح ترانه‌های عامیانهٔ اروپای شرقی آغشته است Bartók) آهنگساز برجسته مجارستانی، یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم می باشد. او به همراه دوست و همکارش زولتان کودالی (Zoltán Kodály) دیگر آهنگساز بزرگ مجار، موسیقی شناسی فرهنگی– اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) را گسترش داد. ، . بارتوک در امپراطوری بزرگ آسترو- مجارستان (Austro-Hungarian) بزرگ شد که بعد از جنگ جهانی اول بر اساس عهدنامه تریونون (Trianon) از مجارستان جدا شد. گرچه بارتوک را از همان آغاز در آن ‌سوی مرزهای مجارستان آهنگسازی در خور توجه دانستند اما در زادگاهش او را نادیده گرفتند. او حتی به سبب ‘بی‌تفاوتی و عداوت’ مجارها، تا اندکی پس از ۱۹۱۱ از برپائی رسیتال در مجارستان خودداری می‌کرد. فقط پس از نخستین اجراء موفقیت‌آمیز باله‌اش با عنوان شاهزادهٔ چوبی در ۱۹۱۷ در بوداپست بود که موسیقی بارتوک در وطنش محبوبیت یافت. هنگام سفر بارتوک به ایالات‌متحد در سال‌های ۱۹۲۷ تا ۱۹۲۸، عنوان خبر یک روزنامه این بود: ‘نوگرافی مجار برای مجاب‌ کردن تمسخرکنندگان در راه لوس‌آنجلس است’ . اما در ۱۹۳۹ بارتوک می‌توانست کامیابانه به پسرش چنین بنویسد: ‘از ۱۹۳۴ تا امروز، کم‌وبیش فقط بنا به سفارش کار کرده‌ام

به قدرت رسیدن هیتلر برای او که با سراپا ضدنازی بود سخت مسئله‌ساز شد. پس از الحاق اتریش به آلمان در ۱۹۳۸، بارتوک به یک دوست چنین نوشت: ‘این خطر هست که مجارستان نیز به زودی تسلیم این نظام غارتگر و خونریز شود. در این صورت تصور اینکه چه‌طور می‌توانم در چنین کشوری به زندگی یا کار ادامه دهم برایم بسیار دشوار است’ . بارتوک اجازه نداد تا موسیقی‌اش در آلمان اجراء یا از هر ایستگاه رادیوئی قابل دریافت در آلمان یا ایتالیا پخش شود. در ۱۹۴۰، سرانجام به ایالات‌متحد، جائی‌که واپسین پنج سال عمر را در آن گذراند، مهاجرت کرد. این دوران از زندگی‌اش دورانی پُررنج و اندوه بود؛ درآمدش اندک و سلامتش متزلزل بود و حس می‌کرد دورافتاده است و نادیده گرفته می‌شود.

در ۱۹۴۲ نوشت: ‘گوئی زندگی حرفه‌ایم در مقام آهنگساز پایان گرفته است، شِبه تحریم اجراء آثارم توسط ارکسترهای صاحب‌نام ادامه دارد . او بر این باور بود که موسیقی روستائی او را در آزاد شدن از قید ‘انحصار به نظام ماژور یا مینور’ یاری می‌کند، بارتوک دریافت که ‘اغلب ملودی‌های عامیانه منطبق بر مُدهای قدیمی کلیسائی، مُدهای یونان باستان و حتی برخی مُدهای قدیمی‌تر (به‌ویژه مُد پنتاتونیک) هستند و مهم‌تر از همه آنکه ساختارهای ریتمیک و دگرگونی‌های وزن در آنها بسیار آزاد و متنوع است

بارتوک بسیاری از نغمه‌های عامیانهٔ مجار و رومانیائی را در آثارش به‌کار بسته و اغلب با همراهی‌هائی بسیار دیسونانت آمیخته است. با این همه، در بیشتر آثارش این ملودی‌ها را به همان شکل خام اولیه نیاورده است؛ تم‌هایش آفریدهٔ او هستند اما رنگ‌وبوئی محلی دارند. هدفش ‘جذب کامل موسیقی روستائی’ بود ‘به‌گونه‌ای که بتوان آن را روان و راحت همچون زبان مادری به‌کار گرفت’ .بوغ بارتوک در قلمرو موسیقی سازی درخشان‌ترین تجلی را یافته است. او آثار فراوانی برای پیانو سولو آفریده است و شش کوارتت زهی، چند اثر مجلسی دیگر، سه کنسرتو پیانو، یک کنسرتو ویولون و چندین اثر ارکستری از دیگر آثار او هستند. موسیقی بارتوک گسترهٔ حسی پهناور و بیانی ژرف دارد. موومان‌های سریع او می‌تواند انتقال‌دهندهٔ خشونتی بدوی یا سرزندگی یک رقص روستائی باشد. موومان‌های کُند در آثار او اغلب تداعی‌کنندهٔ عزلت و بدبینی ژرف هستند. بسیاری از این موومان‌ها کیفیتی فضاپردازانه و کم‌ و بیش امپرسیونیستی دارند که تداعی‌کنندهٔ صداهای شبانهٔ حشرات و جیک‌جیک پرندگان است. این پاساژهای رمزآلود را ‘موسیقی شبانگاهی’ بارتوک نامیده‌اند.بارتوک در فرم‌هائی سنتی همچون روندو، فوگ و سونات جانی تازه دمید و تعبیری نو از آنها به‌دست داد. او از راه بازشنواندن تبدیل‌های گوناگون یک تم، موومان‌های متضاد اثر را یکپارچگی می‌بخشد. او موومان را همانگونه پایان می‌دهد که آغاز شده بود و از این راه به انسجام ساختاری دست می‌یابد. برای نمونه، موومان دوم کنسرتو برای ارکستر (۱۹۴۳) با نوای یک طبل کوچک آغاز شده و پایان می‌یابد. در موسیقی او، تقلید پُلی‌فونیک و بسط و گسترش موتیف‌ها اغلب هیجان‌انگیز و تنش‌آفرین است.

موسیقی زبان مشترک انسانها

 

تاثیر موسیقی بر ذهن

افراد خیلی کمی هستند که به موسیقی علاقه ای نشان نمی دهند. قدرت و تنوع موسیقی آنقدر زیاد است که افراد را به شکل های متفاوتی تحت تاثیر قرار می دهد. برای برخی موسیقی امری فطری و گاه آنقدر هیجان انگیز است که با شنیدن آن به رقص در می آیند و یا به شکلی بدن خود را حرکت می دهند؛ و برای برخی دیگر پیام موسیقی است که حائز اهمیت است و رویکردی روشنفکرانه به ساخت و ترکیب موسیقی دارند و اصالت اثر است که تحسین آنها را بر می انگیزد.  با تمام این حرفها کمتر کسی است که به نحوی متأثر از موسیقی نباشد. نوای موسیقی محدودة گسترده ای از احساسات ما را در برمی گیرد؛  از شادی تا غم؛ زمانی با حس دلتنگی ما عجین می شود و زمانی ما را سرشار از حس جنب و جوش می کند. برخی از موسیقی ها می توانند آنقدر ذهن شما را درگیر خود کنند که دیگر به هیچ چیز دیگر فکر نکنید. این گونه موسیقی بر روی ذهن ناخودآگاه ما کار می کند؛  یا با تمرکز بر جنبة خلاق یا  تعالی بخش وجود آدمی، از خاطرات قدیمی و اعماق وجود ما پرده بر می دارد.

                                                                                                                   هذقه

موسیقی با جریانات مهم زندگی ما به صورت معنی داری گره خورده است. به ندرت مراسمی ملی یا شخصی را می توان یافت که با نوایِ  موسیقی همراه نباشد. موسیقی میتواند به سادگیِ لا لایی های شبانه مادرانه و یا صورت رسمی تر آن به شکل سرود ملی در مراسم مختلف باشد. گاهی موسیقی در غالب فوران احساسات بی اختیار تماشاگران قبل از شروع مسابقه فوتبال است و گاه به صورت اجرایی کاملاً سنجیده و از قبل تمرین شدۀ گروه نوازنده و یا کُر در  مراسم  جشن عروسی و یا تدفین است.

تاریخچه ی پیدایش موسیقی

بخشی از تاریخ بشر است. علم قوم شناسی با بررسی مراسم مختلف در میان جوامع بدوی مدارک فراوانی دال بر اهمیت موسیقی در میان اقوام مختلف بشر بدست آورده است. موسیقی یک هنر عینی نیست و کسی نمی داند قرنها قبل موسیقی چگونه بوده؛ تا آنکه انسانها شروع به نوشتن و سپس به ضبط آن پرداختند. البته مدارکی هم از آن دوران در دست است که خود بیانگر اهمیت موسیقی در تمدن باستانی است؛ مانند سازهای دوران باستان، نقاشی و یا حکاکی های بجا مانده از آن زمان.

در قرن بیستم، علاقۀ وصف ناپذیری نه تنها در مورد آثار مکتوب بجا مانده از موسیقیِ نسلهای پیشین بوجود آمد بلکه نسبت به اثبات رسانیدن چگونگی به گوش رسیدن موسیقی گذشتگان هم میل بی سابقه ای در میان علاقمندان موسیقی پدید آمد. در اوایل قرن  هجدهم، از موسیقیدانان انتظار می رفت تنها برای کنسرتها  آثار جدیدی خلق کنند؛ درحالیکه دوستداران موسیقی کنونی غالباً تمایل دارند از آلات موسیقی ای  استفاده کنند که دوباره به خلق همان فضاها و همان شیوه هایی که آهنگساز مورد نظرش بوده بپردازند.

راههای گوناگونی برای شناخت نحوۀ زندگی نسلهای گذشته وجود دارد تا به اتکای آن بتوانیم زندگی امروز خود را بر پایه های محکمی بنا کنیم و یکی از قوی ترینِ این روشها بررسی موسیقیِ پیشینیان است.در حال حاضر موسیقیدانان دایمأ درصدد یافتن قالبهای بیان جدیدتری هستند. ازآنجایکه ابتکار و خلاقیت، جوهرۀ اصلی هنر معاصر قلمداد می شود؛ موسیقی هم از این امر مستثنی نیست و هر پیشرفت و دستاورد جدیدی در زمینه تکنولوژی بااستقبال و کنکاشِ آهنگسازان و نوازندگان روبرو می شود. امروزه به کمک تکنیکهای ضبط ، هر نوع موسیقی بلافاصله در دسترس جهانیان قرار می گیرد؛ اما این امر باعث کاهش نیاز برای شنیدن انواع مختلف آلات موسیقی و  اجرای زندة آنها   نگشته است.     

 موسیقی چیست؟

در پاسخ به پرسش “موسیقی چیست؟” با جوابهای مختلفی روبرو می شویم. برخی سعی می کنند جوابهای علمی تری دهند و می گویند موسیقی توالی امواج صوتی است. در این صورت صدایی که در نتیجه خراش تخته سیاه با سر انگشتان دست پدید می آید را نیز باید موسیقی دانست در صورتیکه کسی چنین صدایی را موسیقی قلمداد نمی کند.

پدید آوردن موسیقی فقط در قلمرو دست بشر نیست. بسیاری از حیوانات از جمله نهنگ و پرندگان برای برقراری ارتباط از موسیقی استفاده می کنند. آهنگساز فرانسوی، اولیور مِسیان از موسیقی طبیعت بهره می جست. او برای آوا نویسی آواز پرندگان به حومه شهر می رفت و تقریبأ نت به نت آن را در آثار ارکسترال و موسیقی پیانویی خود بکار می گرفت.آهنگساز آمریکایی، جان کیج معتقد بود اصوات مکانیکی پس زمینه زندگی روزمرة ما هم خود نوعی موسیقی هستند و آهنگسازان دیگری هم با استفاده از اشیاء گوناگونی که در زندگی روزمره ما بکار می روند به عنوان” آلات موسیقی” آثاری خلق کرده اند.

تفاوت میان موسیقی پاپ و کلاسیک

شاید پرسش آسان تر این باشد که ” چه چیز اصلأ موسیقی نیست؟” البته باز هم پاسخها متفاوت خواهد بود. برخی اصواتی را گروه موسیقی  ِهوی متال راک می سازد موسیقی می دانند و برخی دیگر آن را فقط یک سری اصوات بسیار تقویت شده می پندارند. در حالیکه موسیقی راک دهة 1950 و 60  از جمله ترانه های بادی هولی، جری لی لوئیس، بیتل ها و یا رولینگ استون با ستایش فراوانی از جانب طرفداران جوان آن دوره روبرو می شد؛ پدر و مادرهای آنها این موسیقی را فقط یک سری اصوات غیر قابل تحمل توصیف می کردند. خیلی از هم دوره های برلیوز از “روزهای خوب گذشته”  باخ یاد می کنند؛ در حالیکه دوستداران موسیقی در اوایل قرن بیستم در مواجه با آثار تکان دهندة  استراوینسکی آنچنان تحت تاثیر قرار نگرفتند.

هنگامیکه از آندره پریوین راجع به تفاوت میان موسیقی پاپ و کلاسیک سوال شد، او در جواب گفت: ستایش یک قطعة موسیقی به میزان زیادی بستگی به تربیت وفرهنگ شنودگان اثر دارد. برای کسانیکه در غرب متولد شده اند، موسیقی مشرق زمین رمزآلود است و به دلیل وجود اصطلاحات نا آشنا، گاهی گوش دادن به آن با مشکلاتی همراه است. البته زمانی که محتوای چنین موسیقی درک شود و همچنین غربیها هم پیش فرضهای خود را در مورد قوانین موسیقی کنار بگذارند این موسیقی هم قابل فهم خواهد شد. حتی بدون فهم کلام نیز تمام موسیقی ها از قدرت تاثیر گذاری بر احساسات آدمی برخوردارند.

گوش دادن به موسیقی

یک تجربة روان- تنی است که همگام با ارتقاء آرامش و تعادل، در ایجاد اطمینان قلبی و رضایتمندی در عمق وجود انسان نقش مهمی ایفا می کند. خیلی از انسانها بدون آن احساس خلاء خواهند کرد. برای یافتن پاسخ، نیازی نیست وارد فلسفة موسیقی وبحث های علمی آن شویم؛ فقط کافی است به درون و اعماق وجود خود جاییکه موسیقی از آن نشأت می گیرد رجوع کنیم.

اولین آلات موسیقی چیست؟

موسیقی صدایی است برخاسته از  قوانین جهانی.

آلات موسیقی و  داستان پیدایش آنها همیشه بخشی از  تاریخ بشر بوده است. در اصل داستان موسیقی با داستان تاریخ بشر آغاز می گردد. موسیقی یا اصوات در بطن تمامی ادیان وجود دارد. هنگامیکه انسانهای بدوی  بر یک  تکه سنگ یا پوست ضربه می زدند و یا در استخوانی قدیمی و یا شاخه میان تهی درختی می دمیدند، می پنداشتند صدایی که می شنوند صدای آن شیء است. بنابراین تصور می کردند با برانگیختن صدای این اشیاء می توانند با بخش نامرئی طبیعتی که در آن زندگی می کنند رابطه برقرار کنند.

بیان زمان به صورت ریتمیک، توسط نوعی ابزار موسیقی به زمانی خیلی پیشتر از ساخت یک آلت موسیقی واقعی بر می گردد. هر شیءی که انسانهای اولیه به منظور آواز خواندن و یا رقصیدن انتخاب می کردند، می توانست نوعی آلت موسیقی محسوب شود. نخستین ابزارهایی که  اختصاصاً  به عنوان آلت موسیقی خلق شدند با روند بسیار کندی تکامل یافتند و تقریباٌ تغییر یافتة وسایلی بودند که برای استفاده های دیگر ساخته شده بودند.(مثل طبل قابلمه ای).آلات موسیقی ابزار اصلی کارِ موسیقی است. این ابزار خصوصیات آکوستیک طبیعت را به اهداف هنری موسیقایی تبدیل می کنند. آلت موسیقی و موسیقی دان از هم جدایی ناپذیرند. در دستان یک نوازنده تازه کار، ویولن ساخت استرادیواری شاید صدای نواختن بر تکه چوبی را دهد و بالاعکس یک نوازنده زبر دست می تواند از یک ویولن بدساخت نغمه های آسمانی  خلق کند.

صدف حلزونی امروزه نیز به عنوان آلت موسیقی در چین بکار می رود. در برخی معابد برای اعلام شروع مناجات در صدف می دمند. در دهانة صدف زبانه ای از جنس بامبو تعبیه شده است.

بدیهی است اولین نغمه های بشر ناشناخته اند. پیشرفت موسیقی به هزاران سال قبل از اختراع خط باز می گردد. هیچکس نمی داند انسانهای نئاندرتال و اولیه از چه اصواتی لذت می بردند. قطعاً اولین آلت موسیقی حنجرة انسان بوده است. مناجات های مذهبی احتمالاً با دست زدن  و یا پا کوبیدن های ریتمیک همراه بوده است. البته چنین مراسمی می توانسته با ضربه زدن هایِ شیءی مانند تکه چوب و یا سنگی همراه باشد که به نوبت صدای بلندتر  یا متفاوت تری ایجاد می کرد.

مترجم : نگین زمردی_مرجان ورهرامی

از مقدمه ی کتاب دایره المعارف موسیقی (مکث وید_ وندی تامسون)

the encyclopedia of music_Max wade/Wendy Thompson

ترجمه ی کتاب تکنیک های نوازندگی پیانو (نوشته پال وایت)

ترجمه ی کتاب موسیقی

“وزن بازو را روی کلاویه بیاندازید”

این بحث ، موضوع بسیار داغی است از نگاه Matthay ، کلید های پیانو باید با کمترین وزن بازو پایین بروند که تقریبا به صورت میانگین برای پیانو های بزرگ ، وزنی معادل ۶۰ گرم میباشد که بازوانی آماده برای انجام این عمل لازم است .
طرفداران موضوع “ انتقال وزن بازو “ دقیقا نگرشی مخالف دارند ، اما توصیه و عقیده ی من جایی بین این دو نگرش است ؛ بازو ها را کمی روي کلید ها قرار بدهید .
با این حال باید اشاره کرد که حتی با انداختن وزن کامل بازو بر روی کلاویه ها ما در واقع فقط بخشی از وزن دست را روی کلاویه ها می اندازیم و بخشی دیگر توسط قسمتی از بازو که به بالاتنه وصل میباشد پشتیبانی میشود .
روش آسانتر و کم دردسر تر این است که یک آجر را به طور کامل وزن کنید و سپس دوباره وزن کنید یک سر آن را روی لبه دیگر آجری قرار دهید و سر دیگر آن را روی ترازو قرار دهید .
یک مشکل اساسی و مهم در آموزش قرار دادن وزن دست این است که نمیتوان فهمید هر شخصی چه مقدار از وزن دستش را استفاده میکند .
این مسئله را میتوان با اندازه گیری توسط وزنه ی آشپزخانه حل کرد .
این راه حل عجیب به نظر میرسد اما بهتر است از اینکه بگویید “ هرگز از وزن دست استفاده نکنید” یا “ از کل وزن دستتان استفاده کنید “ روش ذکر شده میتواند به طور کامل یک دستورالعمل باشد که میگوید ؛ “ هیچ شکری اضافه نکنید “ یا “ تا آنجا که ممکن است شکر اضافه کنید “

اگر کف دست خود را روی ترازو بگذاریم و اجازه دهیم کل دستمان ( وزن بازو ) روی آم قرار بگیرد ، وزنی حدود ۲/۴ کیلوگرم خواهیم داشت .
اگر یک انگشتمان را روی ترازو بگذاریم و دستمان را به عقب بچرخانیم تا بتواند وزن بازو را درگیر کند ، حداکثر وزنی که انگشتمان میتواند تحمل کند حدود ۶۰۰ گرم خواهد بود یعنی یک چهارم وزن موجود .
مقدار مطلوب وزنی که هنگام تمرین توسط انگشت استفاده میشود حدود ۳۰٠،۴۰۰ گرم خواهد بود.
ترجمه :ريحانه لطفی(مدرس پیانو آکادمی گذرموسیقی)